تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
( 1 ) « راشد » ناميده ميشد در جامه‌ى حاج همراه كاروان از حجاز به مصر فرار كرد . با اينكه در حقيقت راشد خادم و ادريس مخدوم بود در اين سفر براى حفظ مصلحت يونس خدمتكار راشد شد . و بدين ترتيب توانستند از معركه جان سالم بدر ببرند . به مصر رسيدند . شب هنگام بر در خانه‌اى كه بيك تن از كارگزاران آل عباس تعلق داشت با هم سخن مىگفتند . آن مرد كه صاحب خانه بود لهجه‌شان را شناخت زيرا با لهجه حجازىها حرف ميزدند . گفت : - گمان مىكنم كه شما از نژاد عرب هستند تصديق كردند : - آرى عرب هستيم . - به گمان من از اهل حجاز - آرى حجازى هستم . در اينجا راشد گفت : - من ميخواهم از رازى آگاهت كنم و در عوض از تو انتظار دارم يا ما را در خانه‌ى خود پناه دهى و يا دست كم راز ما را مكتوم بدارى . تا ما از اين شهر بدر رويم . آن مرد قبول كرد . و راشد حقيقت را بروز داد .