تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
( 1 ) - بگو از حول و قوت خدا بيزارم و به حول و قوت خود پناه ميبرم و من بخودم دور از خدا اتكال و اعتماد دارم و متكبرانه از خدا بى نيازم و يك چنين شعر را نسروده‌ام . عبد اللَّه بن مصعب از اين قسم امتناع كرد . هارون الرشيد خشمناك شد و به سمت فضل بن ربيع رو كرد و گفت : - اين مرد چرا قسم نميخورد عباسى ! اگر راستگو است قسم ياد كند . اين پوستين مال خودم است كه پوشيده‌ام و اين پيراهن و بساط كه دارم مال من است و در راه اثبات اين حقيقت آماده‌ام هر جور قسم ميدهند قسم ياد كنم . فضل بن ربيع با نوك پاى خود عبد اللَّه بن مصعب را جنبانيد و گفت : - واى بر تو قسم ياد كن . فضل بن ربيع با عبد اللَّه بن مصعب دوست بود . بفرمان خليفه ناچار شده بود ويرا به قسم وادار سازد . عبد الله قسم خورد . در طى اداى كلمات قسم رنگش برگشته بود . مىلرزيد . يحيى بن عبد اللَّه روى شانه‌ى عبد الله بن مصعب آهسته با دست زد و گفت :