( 1 ) از سنگ و آجر پوشانيدند و بعد روى آن سقف را خاك ريختند و بدين ترتيب از درد سر دفن عبد اللَّه بن مصعب خلاص شدند .
فضل بن ربيع با خاطرى ملول و دلى شكسته از خاك عبد الله باز گشت .
هارون الرشيد پس از آن روز بارها به فضل به ربيع گفت :
- اى عباسى ديدهاى كه يحيى بن عبد الله با پسر مصعب چه كرده ؟
سليمان بن ابى خيثمه مىگويد :
اسماعيل بن ابراهيم مخرومى عقيده داشت كه عبد الله پسر مصعب نيست . بلكه پسر مردى از بلوچستان است كه وردان نام دارد .
مادر ابن عبد الله زنى بلوچستانى بود .
شاعرى هم در اين باب شعرى سروده و عبد اللَّه بن مصعب و پدرش مصعب بن عبد الله و عمويش به كار را هجو كرده است .
به ماجراى مقتل يحيى بن عبد الله باز مىگرديم .
گفتهاند :
- هارون الرشيد فقهاى بغداد را بحضور خود فرا خواند و از
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 222
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٢٢