تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
( 1 ) تأييد مىكنم . معاويه جواب داد كه بى جا ميكنى . چون حسن بن على گوشت تن من است . من گوشت تن خود را خودم ميخورم اما اجازه نمىدهم كه ديگرى دندان به گوشت من فرو ببرد . عبد اللَّه بن مصعب جواب يحيى بن عبد اللَّه بسخن درآمد و گفت : عبد اللَّه بن زبير جد من در طلب خلافت قيام كرد و سرانجام به - آرزوى خود رسيد ولى جد تو حسن بن على خلافت را در برابر درم و دينار به معاوية بن ابى سفيان فروخت . آيا سزاوار است كه عبد اللَّه بن زبير را تحقير كنى در عين اينكه وى پسر صفيه يعنى نواده‌ى دخترى عبد المطلب است . يحيى بن عبد اللَّه رويش را همچنان به سمت هارون الرشيد كرد و گفت : - اين مرد دارد بنام يك زن از زنان خانواده‌ى ما بما افتخار ميفروشد در عين اينكه سزاوار بود . بنام اين زن با خاندان پدرى خود مباهات كند . با زنان خاندانش كه همه با « اسامى » و يا « نوبى » و يا « حمدى » بوده‌اند . عبد اللَّه مصعب سر بلند كرد و گفت : - هنوز دست از خصومت ما بر نميداريد هنوز هم بر ضد مقام و مفاخر ما برمىخيزيد ؟ و سعى مىكنيد كه شوكت ما را در هم بشكنيد . تا اين وقت يحيى بن عبد اللَّه برون او نگاه نمىكرد و جواب او
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 216 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني