تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
( 1 ) را به طائف تبعيد كرده و هنگامى كه مرگش فرا ميرسيد به فرزندش على گفت : - پس از مرگ من بدمشق سفر كن و با بنى اميه كه از نسل عبد مناف و خويشاوند تو هستند بسر ببر و در آن شهر كه پسر زبير زندگى مىكند زنهار اقامت مكن . عبد اللَّه بن عباس از عبد اللَّه بن زبير چه ديده كه جوار يزيد بن معاويه را بر جوار او ترجيح داده است . به خدا يا امير المؤمنين عداوت اين مرد نسبت به خاندان ما يك ميزان دارد منتها او توانسته خود را بمقام خلافت نزديك سازد و خاطر امير المؤمنين را بر من بگرداند . او در محضر تو قوى شد و مرا ضعيف ساخت . هر چه بخواهد ميتواند با دست تو در حق من به كار ببرد . زيرا نمىتواند در حق تو . خصومت و عداوتش را ابراز دارد . تو نبايد يا امير المؤمنين بسخنانى كه از دهان او بر ضد من ادا مىشود گوش فرا دهى زيرا معاوية بن ابى سفيان كه اموى بود و نسبتش بما از نسبت امير المؤمنين دور تر بود اين خصلت را رعايت مىكرد . يك روز معاويه در مجلس خود حسن بن على را به زشتى ياد كرد . عبد اللَّه بن زبير بهوادارى معاويه لب به تأييد و تصديقش گشود . معاويه بر عبد اللَّه بن زبير بر آشفت و دهانش را بست . عبد اللَّه بن زبير گفت : - يا امير المؤمنين . من دارم سخنان ترا بر ضد حسن بن على
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 215 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني