تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
( 1 ) هارون گفت : - نه . - همين جواب سؤال تست . هارون الرشيد خشمناك شد و از جايش برخاست . فضل بن ربيع مىگويد : - رضا ميدادم كه اين گفتگو را با هر چه در دست دارم بخرم و نگذارم از ميان ما قطع شود . و بعد يحيى بن عبد اللَّه را بزندانش باز گردانيدند . روز ديگر يحيى را بمجلس هارون بردند . هارون الرشيد ميان او عبد اللَّه بن مصعب زبيرى مناظره و مجادله‌اى برقرار كرد . عبد اللَّه بن مصعب در آن محفل اقرار كرد كه يحيى بن زيد ويرا ببيعت خود فرا خواند و ميخواست بر ضد دستگاه خلافت قيام كند . يحيى بن عبد اللَّه بسخن درآمد : - يا امير المؤمنين . آيا اين مرد را محرم خود ميشمارى و سخنانش را بر ضد من راست ميپندارى . اين مرد از نسل عبد اللَّه بن زبير است . همان عبد اللَّه زبير كه جد تو عبد اللَّه بن عباس را با فرزندانش در دل دره‌هاى مكه زندانى ساخت و بعد آتش برافروخت و ميخواست خاندان ترا در آن آتش زنده زنده خاكستر كند تا اينكه ابو عبد اللَّه جدلى يار