( 1 ) - خيلى دوست ميدارم ترا بهبينم و در عين حال خوشم نمىآيد كه مايهى آزار و اذيت تو شوم . تكليف اينست كه با فرماندار گيلان مكاتبه كنى . من به او نوشتهام كه در آن سرزمين ترا بپذيرد و بگذارد در آنجا بسر ببرى .
يحيى بدستور فضل عمل كرد .
بسوى گيلان رخت سفر بست .
گروهى از مردم كوفه در اين سفر همراه يحيى بن عبد اللَّه به گيلان عزيمت كردند .
حسن بن صالح كه پيرو مذهب « زيدى بترى » بود در اين سفر به التزام ركاب يحيى افتخار داشت .
زيدىهاى « تبرى » عقيده دارند كه ابو بكر و عمر بر عامهى امت برترى را دارند و عثمان هم تا شش سال كه از خلافتش گذشته همين برترى داشته منتها پس از شش سال كافر شده و از دين اسلام بدر رفته است .
پيروان مذهب « بترى » بر روى چكمه مسح مىكشند .
حسن بن صالح چون عقيدهاش چنين بود هميشه با يحيى بن عبد اللَّه سر خلافت و نفاق داشت .
يحيى خودش مىگويد :
يك روز مؤذن به اذان پرداخت و من رفتم وضويم را تجديد كنم تا به
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 200
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٠٠