پرش به محتوای اصلی

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحه 195

پدیدآورندگان:

ص۱۹۵
( 1 ) اين جريان به هارون الرشيد گزارش شد . هارون در اين هنگام از سفرى باز ميگشت . اين گزارش را توى راه دريافت داشته بود . از همانجا فضل بن يحيى را بر قسمت شرقى امپراطورى اسلام را فرمانروائى داد و دستور داد كه براى دستگيرى يحيى اقدام كند . ادريس بن زيد ميگويد : مردى بحضور هارون الرشيد بار يافت و گفت : - حادثه‌ايست ، ميخواهم بعرض برسانم . هارون رويش را به سمت هرثمه برگردانيد و گفت : - به بين چه مىگويد . مردك گفت : - نه ، من با هرثمه صحبت نخواهم كرد زيرا اين حادثه از اسرار مهم و مربوط بمقام خلافت است . هارون دستور داد اين مرد بنشيند تا بهنگام مقتضى سخن خود را بعرض رساند . وقت ظهر ويرا احضار كرد : - چه ميگوئى ؟ آن مرد گفت . هارون به دو پسرش كه حضور داشتند اشاره كرد .