( 1 ) اين جريان به هارون الرشيد گزارش شد .
هارون در اين هنگام از سفرى باز ميگشت . اين گزارش را توى راه دريافت داشته بود .
از همانجا فضل بن يحيى را بر قسمت شرقى امپراطورى اسلام را فرمانروائى داد و دستور داد كه براى دستگيرى يحيى اقدام كند .
ادريس بن زيد ميگويد :
مردى بحضور هارون الرشيد بار يافت و گفت :
- حادثهايست ، ميخواهم بعرض برسانم .
هارون رويش را به سمت هرثمه برگردانيد و گفت :
- به بين چه مىگويد .
مردك گفت :
- نه ، من با هرثمه صحبت نخواهم كرد زيرا اين حادثه از اسرار مهم و مربوط بمقام خلافت است .
هارون دستور داد اين مرد بنشيند تا بهنگام مقتضى سخن خود را بعرض رساند .
وقت ظهر ويرا احضار كرد :
- چه ميگوئى ؟
آن مرد گفت .
هارون به دو پسرش كه حضور داشتند اشاره كرد .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: جواد فاضل
ص١٩٥