( 1 ) ابو طفيل ميگويد :
صعصعة بن صوحان عبدى بعيادت امير المؤمنين آمد .
وى هيچوقت بر آستانسراى على اجازت از كسى نميخواست زيرا محرم خاندان رسالت بود .
معهذا در اين بار به پردهدار پيغام داد :
- بگو رحمت خدا بر تو باد يا امير المؤمنين خواه در اين جهان بمانى و خواه بجهان ديگر رخت بربندى . بگو و اللَّه ياد پروردگار در سينهى تو با عظمت جاى داشت و تو با ذات مقدس او درست آشنا بودى .
پردهدار حرم اين پيغام را بحضور امام برد و باز گشت و گفت :
- امير المؤمنين فرمود ترا هم اى صعصعه خداوند مهربان رحمت كناد كه بار تو سبك و كمك تو نسبت ببندگان خداى بسيار است .
مرديكه گفته مىشود همان ابن ابى عباس فزاريست اين شعرها را در پيرامون همين ماجراى فجيع سرودهاى است .
فلم ار مهرا ساقه ذمة سماقه * كمهر قطام من فصيح و اعجم
هرگز كابينى نديدهام همچون كابين قطام كه مردم سخاوتمندى از عرب و غير عرب بپردازد