( 1 ) اى دختر برگزيدگان ما ابو الحسن را * هنگامى كه طغيان كرده با تيغ فرو انداختيم
و نحن خلعنا ملكه عن نظامه * بضربة سيف اذا علا و تجبرا
ما شيرازهى انتظام را در حكومتش از هم گسيختيم * در آن هنگام كه او گردنكشى كرد با يك ضربهى شمشير
و نحن كرام فى الصباح اغرة * اذا المرء بالموت ارتدى و تازرا
ما قومى كريم و عزيز باشيم * در آن روز كه آدميزاده جامهى مرگ ببر مىكند عمران بن ميثم ميگويد :
من مردم كوفه را ديدم كه از نماز صبح باز ميگشتند و ابن ملجم با خود ميبردند و گوشت تن او را با دندان ميكندند . انگار كه اين قوم درندگان بيشهها بودند .
مردم ميگفتند :
- چه كردهاى اى دشمن خدا . امت محمد ( ص ) را به هلاكت فرو افكندى و پيشواى مردم را به خاك و خون كشيدى .
ابن ملجم اين سخنان را ميشنيد و هيچ سخن نميگفت :