( 1 ) ابو الفرج اصفهانى مىگويد .
كذب لعنهما اللَّه و عذبهما دروغ گفت . او و ابن ملجم را خداوند لعنت و عذاب فرمايد :
عمر بن تميم و عمرو بن ابى به كار حديث مىكند :
خاندان نبوت به تلاش افتادند كه شايد بتوانند اين زخم هولناك را التيام بخشند .
اطباى كوفه را ببالين امير المؤمنين خواندند .
در ميان پزشكانى كه حضور يافتند اثير بن عمرو . از قبيلهى « سكون » جراح زبردستى بود .
ويرا انتخاب كردند كه به علاج بپردازد .
اين اثير يك تن از آن چهل غلام بود كه خالد بن وليد مخرومى در نبرد « عين التمر » اسير كرده بود اثير جراح با دقت فرق مبارك على را معاينه كرد و بعد دستور داد گوسفندى را سر بريدند و از ريهى گوسفند گرماگرم رگ باريكى در آورد و آن رگ را توى شكاف زخم جا داد و پس از چند لحظه زخم را گشود و آن رگ را در آورد و بر آن رگ سفيدى مغز مقدس امير المؤمنين نمودار بود .
اثير جراح در اين هنگام به امير المؤمنين گفت :
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 49
مساهمون: جواد فاضل
ص٤٩