( 1 ) قاسم بن حسن برده بود .
قاسم از غم و افسوس لبهاى خود را گاز مىگرفت [ ( 1 ) ] حارث بن اسحاق مىگويد :
زينب دختر عبد اللّه و فاطمه دختر محمد بن عبد اللّه به عيسى بن موسى هاشمى پيغام دادند :
- اكنون كه اين مرد « يعنى محمد بن عبد اللّه » را كشتهايد و بهدف خود رسيدهايد اگر مقدور است بما اجازت دهيد كه جنازهاش را به خاك بسپاريم .
عيسى بن موسى در جوابشان چنين گفت :
- آنچه اى دختر عموهاى من دربارهى قتل محمد گفتهايد به خدا قسم ميخورم نه به قتلش فرمان دادهام و نه با اطلاع من اين كار انجام يافته است بنابر اين ميتوانيد با احترام پيكر مقتول خود را به خاك بسپاريد .
زينب خواهر محمد و فاطمه دخترش اين جنازه را از قتلگاهش برداشتند و بريدگىهاى گردنش را با پنبه پر كردند و در قبرستان بقيع بخاكش سپردند .
زينب دختر عبد اللّه مىگويد :
برادرم مردى گندمگون بود . وقتى تن بى سرش را بخانهى ما
هامش
[ ( 1 ) ] ابن قاسم بن حسن نوادهى زيد بن على بن الحسين عليهما سلام است كه پسر عم محمد بن عبد اللّه بود .