تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
( 1 ) دار پيكار بود . محمد بن ابى العباس و عقبة بن مسلم با جهنه مىجنگيدند . پسران معاوية بن عبد اللّه به كثير پيغام دادند و از وى امان خواستند . كثير اين تقاضا را به عيسى بن موسى فرستاد ولى عيسى قبول نكرد و گفت - اين دو نفر را پيش من امانى نيست . يزيد و صالح وقتى فهميدند كه دشمن اما نشان نميدهد از معركه گريختند . اين جنگ از صبح روز دوشنبه تا ظهر دوام داشت . سپاه محمد زخم‌هاى فراوان برداشتند و از پيرامون او پراكنده شدند . محمد بهنگام ظهر از ميدان جنگ بخانه‌ى مروان رفت و در آنجا نماز ظهر را بجا آورد و بعد از نماز غسل كرد و حنوط كرد . عبد اللّه آل مور بوى گفت : - تو نمىتوانى از عهده‌ى نيروى منصور برآئى . خوبست كه از مدينه به مكه رخت بكشى . محمد بن عبد اللّه امتناع كرد : - نه ، من به مكه نميروم . مدينه را ترك نمىكنم زيرا عيسى بن موسى اگر در اين شهر مرا بجنگ نياورد قتل عام خواهد كرد و ماجراى « روز