تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
( 1 ) منصور دستور داد عبد اللَّه را با تازيانه مجازات كنند . و بعد او را همراه خويش بعراق برد . محمد بن ابى حارث مىگويد : منصور ابو جعفر بارى به او چنين گفته بود : - دختر تو مگر عروس عبد اللَّه بن حسن نيست . محمد بن ابى حارث جواب داد : - صحيح است . دخترم همسر محمد بن عبد اللَّه علويست اما من از دامادم سالهاست خبر ندارم . مگر فلان سال كه او را در « منا » ديده‌ام . منصور با لحن نيش‌دارى گفت : - آيا نديده‌اى كه دخترت خود را آرايش ميدهد . خضاب مىكند بموهايش شانه مىزند . محمد بن ابى حارث گفت : - آرى . ديده‌ام . - بنابر اين دختر تو زنى زشتكار است . محمد بن ابى حارث گفت : - نگو يا امير المؤمنين ! آيا سزاوار است در حق دختر عم خود چنين سخنى ادا كنى ؟ ابو جعفر خشمناك شد : - اى زنازاده ؟ - كدام مادرم زانيه بوده است ؟
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 329 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني