تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
( 1 ) آورده بودند . محمد بن عبد اللَّه عثمانى ( برادرى عبد اللَّه بن حسن ) نيز همراهشان بود . آن چنان سفيد و لطيف بود كه گوئى از نقره آفريده شده است . اسرا را بر زمين نشانيده بودند . ديرى نگذشت كه مردى از حضور ابو جعفر بدر آمد و گفت : - محمد بن عبد اللَّه عثمانى كو ؟ او را به چادر منصور بردند . چند دقيقه‌ى ديگر صداى وحشت افزاى تازيانه به گوش ما رسيد . وقتى محمد بن عبد اللَّه عثمانى را از چادر منصور بدر آورده بودند آن پيكر نقره مانند همچون زغال سياه شده بود : ضربات تازيانه يكى از دو چشمش را كور كرده بود . او را پهلوى برادرش عبد اللَّه بن حسن نشانيدند ، تشنه بود ، آب خواست ، كسى نبود آبش بدهد . عبد اللَّه بن حسن گفت : - آن كس كه پسر رسول اللَّه را سيراب ميسازد كيست ؟ مردم بهم بر آمدند . يك مرد از مردم خراسان با كاسه‌اى سرشار آب رسيد و محمد بن عبد اللَّه عثمانى را سيراب ساخت .