( 1 ) لحظهى ديگر ابو جعفر منصور كه در محل سلطنتى نشسته بود پديدار شد .
عديل منصور ربيع حاجب بود .
عبد اللَّه بن حسن بمنصور گفت :
- ما بر اسيران شما در روز بدر چنين سخت نگرفته بوديم .
منصور در پاسخ به عبد اللَّه بن حسن پارهاى ناسزا و دشنام گفت :
اين روايت از مسكين بن عمرو است .
ابو جعفر منصور به عبد اللَّه بن حسن گفت :
- مگر نيست كه دختر تو خودش را آرايش مىكند تا براى « زنا » آماده شود .
عبد اللَّه بن حسن گفت :
- اگر اينطور است پس مايهى سرور شماست چون با زنان قوم تو همكارى دارد .
منصور اين دشنام قبيح را به او داد .
- اى زنازاده عبد اللَّه بن حسن گفت :
- مادران من فاطمه بنت الحسين و فاطمهى بنت الرسول و خديجهى بنت خويلد هر سه ببهشت رفتهاند . آيا به كداميك از اين بهشتىها دشنام ميدهى !
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 328
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٢٨