تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
( 1 ) - كار خوبى كرده‌اى . اين كودك به شيرى ميماند كه حالت حمله و دفاع به خود گرفته است : حسن مثنى از نو گفت : - پسر ديگرى هم از دختر عمويم دارم . - آن يكى را به‌بينم : پسر دومش « حسن مثلث » بود به آغوش جدش رفت . منصور از ديدار اين يكى هم خورسند شد ولى گفت : - حسن خوب است ولى به خوبى عبد اللَّه نيست . - و يك پسر ديگر . اين سومين پسر حسن مثنى بود . اسمش ابراهيم بود . منصور فزارى وقتى ابراهيم را ديد گوئى خطرى را در اين نژاد احساس كرد كه گفت . - ديگر نزديك هم نرويد . همين سه پسر كافيست . محمد بن ايوب رافعى گفت . - خانواده‌هاى شريف و جليل هرگز هيچكس را نظير عبد اللَّه بن حسن نميشمردند زيرا هيچكس در شرافت خانوادگى همانند او نبود . سعيد بن ابان قرشى مىگويد : - در حضور عمر بن عبد العزيز نشسته بودم . عبد اللَّه بن حسن بار