تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
( 1 ) اين مرد است . عيسى بن عبد اللَّه علوى ميگويد : - عبد اللَّه بن حسن در مدينه . در خانه‌ى فاطمه دختر رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله چشم به جهان گشود . همان خانه كه در مسجد رسول قرار داشت : منصور بن رياى خزارى كه جد مادرى حسن مثنى بود بمدينه گفت شنيدم عروسى كرده‌اى ! - بله . با دختر عمويم فاطمه بنت الحسين عليه السلام عروسى كرده‌ام . منصور فزارى گفت : - كار خوبى نكرده‌اى چون نطفه‌ها وقتى با هم نزديك باشند ضعيف ميشوند . شايسته‌ى تو اين بود كه با دخترى از دختران عرب ازدواج ميكردى . حسن در پاسخ جدش گفت : - خداوند به من پسرى هم داده است . - به‌بينمش . حسن مثنى به پرستار خانه دستور داد دست عبد اللَّه را بگيرند و بحضور جدش ببرند . منصور فزارى از ديدار نبيره‌ى خود خوشنود شد و گفت :