( 1 ) اين مرد است .
عيسى بن عبد اللَّه علوى ميگويد :
- عبد اللَّه بن حسن در مدينه . در خانهى فاطمه دختر رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله چشم به جهان گشود . همان خانه كه در مسجد رسول قرار داشت :
منصور بن رياى خزارى كه جد مادرى حسن مثنى بود بمدينه گفت شنيدم عروسى كردهاى ! - بله . با دختر عمويم فاطمه بنت الحسين عليه السلام عروسى كردهام .
منصور فزارى گفت :
- كار خوبى نكردهاى چون نطفهها وقتى با هم نزديك باشند ضعيف ميشوند . شايستهى تو اين بود كه با دخترى از دختران عرب ازدواج ميكردى .
حسن در پاسخ جدش گفت :
- خداوند به من پسرى هم داده است .
- بهبينمش .
حسن مثنى به پرستار خانه دستور داد دست عبد اللَّه را بگيرند و بحضور جدش ببرند .
منصور فزارى از ديدار نبيرهى خود خوشنود شد و گفت :
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 276
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٧٦