( 1 ) از آن كسان كه بر ما ستم كنند سر مىشكنم هر چند وجودشان براى ما گرامى باشد .
گفته شد اين سخن از عبيد اللَّه بن زياد است . و اين ابن زياد بود كه بر دندانهاى مقدس پسر پيغمبر چوب مينواخت .
و نيز گفته مىشود كه يزيد بن معاويه در اين هنگام از شعرهاى عبد اللَّه بن زبعرى شاعر بتپرست قريش بعنوان شاهد مقام ياد كرده بود .
ليت اشياخى ببدر شهدوا * جزع الخزرج من وقع الاسل
ايكاش پدران من كه در جنگ بدر بقتل رسيدهاند ميديدند قبيلهى خزرج از طعن نيزه چهها مىكند
و قتلنا القرم من أشياخهم * و عدلناهم ببدر فاعتدل
ما از بزرگانشان قهرمانها را به خاك فرو انداختم .
ورشكستگىهاى خود را در ( بدر ) جبران كردهايم .
يزيد بن معاويه فرمان داد على بن الحسين را بحضورش ببرند .
از او پرسيد :
اسم تو چيست .
گفت على بن الحسين .