( 1 ) خانوادهى او را اسيرانه بسوى كوفه كوچ دادند .
ما در ميان اين كاروان كه به كوفه ميرفت از جنس مرد عمر و زيد و حسن از ( بنى الحسن ) و على بن الحسين از ( بنى الحسين ) و از زبان زينب عقيله و ام كلثوم دختران امير المؤمنين على و سكينه دختر حسين بن على ( ارواحنا فداه ) را نام ميبريم .
هنگامى كه اسراى كربلا در دمشق بر يزيد در آمدند . قاتل ابو عبد اللَّه اين شعرها را انشاد كرد و بدين ترتيب از جنايت خود سخن گفت .
املاء ركابى فضة او ذهبا * انى قتلت الملك المحبا
ركاب مرا از سيم و زر آكنده ساز اين منم كه پادشاهى عظيم شأن را كشتهام
قتلت خير الناس اما و ابا * و خير هم اذ ينسبون النسبا
من بهترين شخصيتها را از بهترين پدران و مادران و خاندانها به قتل رسانيدهام .
و بعد سر مطهر ابو عبد اللَّه را در حضور يزيد گذاشتند . اين سر در طشتى قرار داشت .
يزيد با قضيبى كه در كف داشت به دندانهاى او مىكوفت و مىگفت :