تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
و رحمت و تسميه عذاب بشر به جهت آنست كه متضمن مضرت است : ( 11 ) - * ( وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ ) * و بدرستى كه از جنس ما شايستگان هستند يعنى مؤمنان نيكوكار كه سابقاند در خيرات * ( وَمِنَّا دُونَ ذلِكَ ) * و از ما گروهى هستند فروتر از صالحان يعنى ميانه روان يا غير صالحان كه طالحند و بدكاران * ( كُنَّا طَرائِقَ قِدَداً ) * مضاف در اسم كان محذوفست يا در خبر آن ، و قدد جمع قده يعني قطعه اى كانت طرائقنا طرايق مقطوعة متفرقة يعنى هست طرق ما طرق منقطعه از يكديگر يعنى مذاهب متفرقه مختلفه يا هستيم خداوندان طرق متفرقه و مذاهب مختلفه ، و گويند كه طرايق منصوب بنزع خافض است اى فى طرايق متفرقة يعنى هستيم در طريقها و مذهبهاى مختلف ، و از سدى منقولست كه الجن امثالكم فيهم قدرية و مرجئة و دهرية و رافضة و شيعة و غير ذلك من الصالح و الطالح . ( 12 ) - * ( وَأَنَّا ظَنَنَّا ) * ظن اينجا بمعنى علم و يقين است يعنى بدرستى كه يقين دانستيم كه * ( أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّه ) * آنكه هرگز عاجز نتوانيم ساخت خداى را * ( فِي الأَرْضِ ) * در حالتى كه در زمين باشيم يعنى هر جا كه ما هستيم در زمين نميتوانيم كه او را عاجز سازيم * ( وَلَنْ نُعْجِزَه ) * و عاجز نمىتوانيم كرد او را * ( هَرَباً ) * در حالتى كه گريخته باشيم به اطراف آسمان يا بكوه قاف يا عاجز نتوانيم ساخت او را در زمين اگر بما ارادهء امرى نمايد و او را عاجز نميتوانيم كرد در گريختن و از اطراف آسمان بيرون رفتن اگر طلب ما كند ، خلاصهء سخن آنست كه هر جا كه هستيم در تحت فرمان اوئيم و در قبضهء قدرت او و عدم امكان خروج ما از دايرهء حكم او اين وصف احوال جميع جنيان است و بيان عقايد ايشان يعنى همهء ايشان خواه كه اخيار باشند يا اشرار يا مقتصد اعتقاد دارند بر آنكه خداى عزيز است و غالب بر وجهى كه هيچ مطلبى از او فوت نمىشود و هيچ مهربى موجب آن نيست كه ملتجى خود را از او برهاند . ( 13 ) - * ( وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدى ) * و بدرستى كه ما آن هنگام كه شنيديم قرآن را كه سبب هدايت عالميان است * ( آمَنَّا بِه ) * گرويديم به او يا بآنكس كه از وى شنيديم يعني حضرت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و مقرر است كه هيچ پيغمبرى بجن معبوث نبوده الا حضرت خاتميت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم كه دعوت او به همه انس و جن فرا رسيده و خوان تبليغ او در نظر خاص و عام كشيده * ( فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّه ) * پس هر كه بگرود بپروردگار خود * ( فَلا يَخافُ ) * پس او نترسد * ( بَخْساً ) * از نقصاني در جزاى او * ( وَلا رَهَقاً ) * و نه از لحوق ظلم و غشيان كراهت و مذلت بلكه اجر او بر اتم وجه باشد زيرا كه او بخس حق كس نكرده و رهق ظلم احدى ننموده ، آيه دالست بر آنكه از حق مؤمن آنست كه از مظالم مجتنب باشد و منه قوله صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم المؤمن من أمنه الناس على أنفسهم و أموالهم و از ابن عباس