تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
و بايد كه فلان روز بيائيد ايشان چنين كردند و در باز آمدن بسبب عبور برود خانه عظيم توقف افتاد منافقان زبان دراز كرده با يكديگر ميگفتند كه تمام آن سريه در باديهء بليه هلاك شده‌اند و كسى كه خبر ايشان برساند نمانده است اين سخن بمؤمنان رسيده‌اند و هناك شدند حق سبحانه براى دلخوشى اهل ايمان از حال آن سپاه بفرستادن اين سوره خبر داد ، و ابو عبد اللَّه عليه السّلام و جمعى كثير از مفسر بن و محدثين در سبب نزول اين سوره فرموده‌اند كه جماعتى از اعراب از بنى سليم بنزديك مدينه آمدند و در وادى رمله جمع شدند و غرض ايشان از اجتماع آن بود كه بر مسلمانان شبيخون زنند و به حضرت رسالت كيدى كنند و ايذاء و آزار به آن سرور رسانند چون آن حضرت بر احوال ايشان مطلع شد علم اسلام بابو بكر داد و او را با جمعى از اهل اسلام بجانب ايشان فرستاد و بمحاربهء ايشان امر فرمود چون ابو بكر بحوالى آن وادى رسيد ايشان بر حال او مطلع شدند و تهيه جنك كردند و در محاربه مبادرت نمودند و خود را بلشكر اسلام رسانيدند و آغاز جنگ كردند ابو بكر از ايشان بترسيد و روى بهزيمت نهاد و بواسطهء انهزام و عدم ثبات و رسوخ او در جنگ بسى از مسلمانان بقتل آمدند و چون ابو بكر منهزم شد و توفيق فتح و فيروزى نيافت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله روز ديگر علم بعمر خطاب داد و او را با جمعى از اصحاب بجانب آن وادى فرستاد عمر چون بنزديك آن وادى رسيد اصحاب آن وادى به قصد محاربتش بيرون تاختند و او را در ساعت منكسر و منهزم ساختند و چون عمر برگشت و بفتح و نصرت موفق نگشت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم از آن حال بسيار ملول گشت و غبار ملال بر - صفحهء خاطر آن حضرت نشست عمر و بن عاص برخاست و گفت يا رسول اللَّه مرا بفرست كه من صاحب غدرم و طريق مكر و حيل را خوب ميدانم و اميدوارم كه من از روى غدر و مكر بر ايشان غالب شوم و مظفر و منصور گردم حضرت التماس او را قبول فرمود او را با جمعى بجانب آن وادى فرستاد و عمر و ابن عاص چون بحوالى آن وادى رسيد اصحاب وادى به حال او آگاه شدند و آغاز جنگ كردند و عمرو را بشكستند چنانچه جمعى كثير از لشكر اسلام بكشتند و چون كار بر عمرو تنگ شد فرار نمود و به حضرت رسالت بازگشت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم از آن حالت متألم گرديد فرمود كه على بن ابى طالب را بخوانيد چون حضرت شاه اولياء عليه السّلام حاضر شد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود يا على اين علم را بگير و بجانب رمله متوجه شو ابو بكر و عمرو عاص را با جمعى ديگر نيز در خدمت امير المؤمنين عليه السّلام روان گردانيد و چون امير المؤمنين عليه السّلام توجه فرمود حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم تا به مسجد احزاب مشايعت آن سرور نمود و در حق شاه اولياء عليه السّلام دعا فرمود بعد از آن برگشت و كيفيت سير آن سرور چنين بود كه در شب مىراند و در روز مختفى مىشد و قرار مىگرفت تا كسى بر سير آن سرور مطلع نشود پس بر اين نهج خود را بحوالى آن وادى رسانيد و از مقابل ايشان در آمد عمرو عاص
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 322 | الملا فتح الله الكاشاني