تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
آنكه آمد بديشان حجتى روشن يعنى پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله يا قرآن كه مبين حقست يا ساير معجزات وى ، و قوله : ( 2 ) - * ( رَسُولٌ مِنَ اللَّه ) * بدل بينه است بنفسه يا بتقدير مضاف اى معجزة رسول اللَّه يا قرآن رسول اللَّه يعنى تا آنكه آمد بديشان فرستاده اى از خداى كه محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم است يا معجزهء رسول خداى يا قرآن و ميتواند بود كه مبتدا باشد و قوله * ( يَتْلُوا ) * خبر آن يعنى رسول خداى ميخواند بر امت خود و بنا بر اول صفت رسولست يعنى رسولى كه ميخواند * ( صُحُفاً مُطَهَّرَةً ) * صحيفه هاى پاكيزه از كذب و بهتان و انجاس و بطلان ، يعنى قرآن كقوله لا يَأْتِيه الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه وَلا مِنْ خَلْفِه و قوله لا يَمَسُّه إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ و پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله اگر چه امى بود اما به ظهر قلب تالى مثل آن چيزى بود كه در صحف است پس گوئيا تالى صحف بوده و گويند مراد برسول جبرئيل است كه تالى قرآن بود بر پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و تسميهء قرآن به صحف به جهت آنست كه آن جامع اسرار جميع صحفها است و باعتبار آنكه صحف منتسخ است از لوح محفوظ . ( 3 ) - * ( فِيها ) * در آن صحيفه * ( كُتُبٌ قَيِّمَةٌ ) * نوشتهائيست راست و درست و ناطق به حق كه آن مواعظ و احكام است ، خلاصهء معنى آنست كه كه اهل كتاب و مشركان بر دين خود بودند تا پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بيامد و ايشان را بايمان بخواند ، و بعضى از ايشان تارك جحود و عناد بودند و طالب حق بشرف ايمان رسيدند . ( 4 ) - * ( وَما تَفَرَّقَ ) * و متفرق نشدند يعنى اختلاف نكردند در شأن حضرت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم * ( الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ ) * آنان كه داده شدند كتاب تورية و انجيل را * ( إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ ) * مگر از پس آنكه آمد بديشان حجتى مبين كه محمّد است صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم يعنى پيش از بعث آن حضرت ايشان همه مجتمع بودند بر تصديق وى و بعد از آنكه مبعوث شد مختلف شدند بعضى بوى گرويدند و بعضى كافر شدند و در طريق عناد و جحود سلوك نمودند و بعضى ديگر در باديه شك و ترديد متردد گشتند و مثل اينست كريمهء وَكانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِه و افراد اهل كتاب بذكر بعد از جمع ميان ايشان و ميان مشركان به جهت دلالتست بر شناعت حال ايشان بر آنكه چون ايشان متفرق شدند با وجود علم ايشان بصدق دعوى وى غير ايشان بتفرق اولىاند ، حاصل كلام آنست كه اهل كتاب قبل از بعث آن قدوهء احباب وعده ميدادند بر اجتماع
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 312 | الملا فتح الله الكاشاني