تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
رسول چون طعن مشركان بشنيد حزن او بيشتر شد و بر كوه حراء بر آمد و بسر بر زمين نهاد و گفت خدايا تو عالمى به اينكه دشمنان ميگويند ، هنوز سر از سجده برنداشته بود كه جبرئيل فرود آمد چون پيغمبر او را بديد تكبير گفت و به جهت اين سنت شد كه از اين سوره تا آخر در لاحق هر سوره تكبير بگويند پس از او پرسيد كه چرا در اين مدت نيامدى كه من بغايت مشتاق تو بودم جبرئيل گفت كه اشتياق من بملازمت تو بيشتر بود و ليكن من بنده مأمورم مرخص نبودم كه در اين مدت نزد تو آيم و اين آيه را بر خواند كه وَما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ الاية بعد از آن اين آيه ديگر را تلاوت فرمود كه وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه پس قصه اصحاب كهف و ذو القرنين را تعليم وى داد بر طريقى كه در سورة الكهف مذكور گشت و در جواب سؤال حقيقت روح اين آيه آورد كه وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي و به جهت رد قول كفار كه قايل اينقول بودند كه ( ودعه ربه و قلاه ) اينسوره را بر او نازل گردانيد و بضحى و ليل قسم ياد كرد بر اينكه . ( 3 ) - * ( ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ ) * وانگذاشته است تو را پروردگار تو و از تو نبريد * ( وَما قَلى ) * و دشمن نگرفت تو را حذف مفعول در قلى به جهت استغناء است بذكر آن در اول و به جهت مراعات فواصل و در بعضى روايات است كه جمعى از اهل عناد سنگى بر انگشت مبارك آن حضرت زدند آن حضرت فرمود كه :
هل أنت إلَّا أصبع رميت و في سبيل اللَّه ما لقيت
و به جهت اين امر شنيع دو شبانه روز يا سه شبانه روز وحى نيامد ام جميل دختر حرب كه زن ابو لهب بود گفت يا محمّد ما ارى شيطانك الا قد تركك اى محمّد نه ميبينم شيطان تو را مگر آنكه ترك تو كرد حق سبحانه اينسوره را انزال فرمود از زيد بن اسلم روايتست كه بعضى از زنان سگ بچه را در سراى رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بردند و بتربيت او مشغول شدند و آن حضرت از اين غافل بود بعد از حبس وحى چون جبرئيل آمد پرسيد كه چرا دير آمدى گفت يا رسول اللَّه ما در سرايى كه سگ باشد يا تصوير صورتى باشند نميرويم ، و مرويست كه اهل اسلام سبب حبس وحى از او پرسيدند در جواب فرمود كه كيف ينزل الوحى و أنتم لا تنقون براجمكم و لا تقلمون اظفاركم حاصل معنى آيه اينست كه اى محمّد نه چنان است كه خداى تو را واگذاشته باشد و دشمن گرفته بلكه تو حبيب و برگزيده اويى و تا زنده باشى او از تو هرگز وحى منقطع نسازد و هميشه ظهير و معين تو باشد در دنيا . ( 4 ) - * ( وَلَلآخِرَةُ ) * و هر آينه آن سراى ديگر * ( خَيْرٌ لَكَ ) * بهترست مر تو را * ( مِنَ الأُولى ) * از اين سراى يعنى كرامت خداى به تو در آخرت مر تو را بهتر است از كرامت او در دنيا چه آخرت