كه از ابن عباس مرويست كه مخلوقى از وى بزرگتر نيست ، در روز قيامت وى تنها در صفى باشد و باقى ملائكه با كثرت عدد و عظمت جسد در صفى و او در بزرگى برابر همه بود ، و على بن ابراهيم نيز باسناد خود از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه روح فرشته ايست اعظم از جبرئيل و ميكائيل ، و در عين المعانى از ابن مسعود روايت كرده كه مقام روح آسمان چهارم است و هر روز دوازده هزار تسبيح ميگويد و از هر تسبيحى از او ملكى مخلوق ميگردد و گفتهاند روح طايفه اى اند بر شكل آدميان نه از جنس ايشان فرداى قيامت ايشان در صفى بايستند و ملائكه در صفى ، و از عطيه مرويست كه مراد بروح ارواح آدميانند كه ما بين نفختين قبل از آنكه باجساد تعلق گيرند با ملائكه صف كشند ، و از عبد اللَّه عباس روايت كردهاند كه يهودان از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم پرسيدند كه روح چيست فرمود كه لشكريست از لشكرهاى خدا و از جنس فرشتگان نيستند و ايشان را سر و دست و پا است و چيز ميخورند پس اين آيه تلاوت فرمود كه * ( يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَةُ صَفًّا ) * و بروايتى ديگر از ابن عباس مرويست كه خداى را بر دست راست عرش دريائيست از نور مانند هفت آسمان و هفت زمين و هفت دريا و هر سحر گاه جبرئيل در آن دريا فرو رود و نورش بر نور و جمالش بر جمال زياده گردد و از آنجا بر آيد و پرها بيفشاند حق سبحانه از هر قطره اى فرشته بيافريند هفتاد هزار از ايشان در بيت المعمور روند و هفتاد هزار در كعبهء معظمه و تا روز قيامت نوبت به جماعت اول نرسد و همهء اينها در قيامت صف زنند ، و از ابن زيد روايتست كه مراد بروح قرآنست و اين آيه تلاوت نمود وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا و گويند روح جبرئيلست عليه السّلام كه با ملائكه در يك صف بايستند * ( لا يَتَكَلَّمُونَ ) * سخن نگويند در باب شفاعت و غير آن * ( إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَه ) * مگر كسى كه دستورى داده باشد مر او را * ( الرَّحْمنُ ) * خداى بخشاينده كه شفاعت كند عاصيان را * ( وَقالَ صَواباً ) * و گفته باشد آن كس گفتارى با صواب كه آن لا إِله إِلَّا اللَّه است يعنى از اهل توحيد باشد كه فرشتگان و مؤمنانند يا كسى را شفاعت كنند كه رتبهء ارتضا داشته باشد و ارادهء الهى تعلق گرفته باشد بقبول شفاعت در حق او كقوله تعالي وَلا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى ، و از وهب منقولست كه جبرئيل نزد خدا ايستاده و لرزه بر دوشهاى او افتاده از هر لرزهء او حق سبحانه صد هزار فرشته ميآفريند و همه ايشان پيش خداى ايستاده باشند و سر بر ندارند و سخن نگويند چون روز قيامت شود ايشان را در سخن گفتن رخصت دهند همه بيكبار بكلمهء طيبهء لا إِله إِلَّا اللَّه زبان بگشايند اينست معنى قوله تعالى * ( وَقالَ صَواباً ) * و معاوية بن عمار روايت كرده كه ابو عبد اللَّه عليه السّلام را از اين آيهء سؤال كردم فرمود
نحن و اللَّه المأذون لهم يوم القيامة و القائلون
به خدا سوگند كه مائيم آنها كه روز قيامت اذن شفاعت دهند و مائيم كه زبان بتكلم بگشائيم من گفتم
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 134
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٣٤