تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
احقاب ايشان را به غير حميم و غساق كه نوعى ديگر باشد از عذاب معذب سازند ، و بنا بر اين نيز آيه دلالتى بر تقضى مدت عذاب نميكند و قول * ( إِلَّا حَمِيماً ) * استثناى منقطع است اى لا يذوقون فيها روحا ينفس عنهم حر النار ، و لا شرابا يسكن من عطشهم ، و لكن يذوقون فيها حميما و غساقا . ( 26 ) - * ( جَزاءً ) * پاداش داده شوند دوزخيان پاداشى * ( وِفاقاً ) * موافق كردار ايشان پس بيان موافقت كردار بجزاء مىكند بقوله : ( 27 ) - * ( إِنَّهُمْ ) * بدرستى كه اينان * ( كانُوا لا يَرْجُونَ ) * بودند كه اميد نداشتند و نميترسيدند * ( حِساباً ) * از حساب آخرت يا اميدوار نبودند به ثواب آن سراى و گمان نميبردند كه ايشان را حساب باشد . ( 28 ) - * ( وَكَذَّبُوا ) * و تكذيب كردند * ( بِآياتِنا ) * بآيتهاى ما كه انبياء بديشان نمودند يا بآيات قرآنى يا بحجج خدايى كه از جملهء ايشان ائمهء هدى صلوات اللَّه عليهم اجمعيناند * ( كِذَّاباً ) * تكذيب كردنى . ( 29 ) - * ( وَكُلَّ شَيْءٍ ) * و هر چيزى را از اعمال بندگان از طاعت و معصيت و غير آن * ( أَحْصَيْناه ) * شمرده‌ايم آن را يعنى نگاه داشته‌ايم آن را و نوشته * ( كِتاباً ) * نوشتنى اين مصدر * ( أَحْصَيْناه ) * است زيرا كه احصاء و كتابت مشار كند در معنى ضبط يا مصدر فعل مقدر است اى أحصيناه و كتبناه كتابا ، يا حال از مفعول * ( أَحْصَيْناه ) * بمعنى مكتوبا يعنى احصاى آن كرده‌ايم در حالتى كه نوشته شده است در لوح محفوظ يا در صحف حفظه و اين اعتراضيه است ، و قوله : ( 30 ) - * ( فَذُوقُوا ) * مسبب است از كفر ايشان به حساب و جزاء و تكذيب ايشان بآيات حقتعالى و ذكر اين بطريق التفات جهت مبالغه است يعنى چون در دنيا تكذيب آيات ما كردند و روز حساب را باور نداشتند ما در آخرت ايشان را خواهيم گفت كه پس بچشيد عذاب دوزخ را * ( فَلَنْ نَزِيدَكُمْ ) * پس نميافزائيم شما را هميشه * ( إِلَّا عَذاباً ) * مگر عذابى بالاى عذابى و در خبر آمده كه اين آيه سختترين آيات قرآنست بر دوزخيان ، و بعد از وعيد مشركان وعد متقيان ميفرمايد بقوله : ( 31 ) - * ( إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ ) * بدرستى كه مر پرهيزكارانراست * ( مَفازاً ) * رستگارى از عذاب يا جاى ؟ ؟ ؟ و فلاح . ( 32 ) - * ( حَدائِقَ ) * اين بدل اشتمال مَفازاً است يا بدل بعض ، يعنى مر متقيان را است باغهاى مشتمله بر درختان بيشمار و مملو از اثمار * ( وَأَعْناباً ) * و درختان انگور ، تخصيص جهت