روى ازدواج ، و فايدهء تثنيه و تكرار آنست كه نفوس بسيار متنفرند از ذكر وعد و وعيد و موعظه و نصيحت پس اگر در آن تكرار نباشد در نفوس رسوخ پيدا نكند و هيچ نفسى عمل به آن ننمايد و از اينجاست كه عادت حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلم آن بود كه سه مرتبه يا چهار مرتبه مواعظ و نصايح را بر اصحاب تكرار ميفرمود و سعى مينمود تا آن در قلوب ايشان مركوز شود و در صدور ايشان مغروس گردد ، و ديگر از جملهء نعوت قرآن اينست كه * ( تَقْشَعِرُّ مِنْه ) * مىلرزد از او يعنى به جهت شدت از خوف وعيدى كه در او است بسيار منقبض ميگردد * ( جُلُودُ الَّذِينَ ) * پوستهاى آنانى كه * ( يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ) * ميترسند از عقاب پروردگار خود ، و بدانكه تركيب اقشعر از حروف قشع است كه آن اديم يابس است بزيادتى راء در آخر او تا رباعى شود و دلالت بر زيادتى معنى كند و اين مثلى است كه نزد شدت خوف مىگويند فحينئذ ميتواند بود كه مراد او سبحانه تمثيل افراط خشيت ايشان باشد و تصوير آن به اين قول ، و محتمل اين نيز هست كه بر حقيقت خود باشد ، و اين قول اقوى است زيرا كه حمل لفظ بر معانى حقيقيهء خود اولى است و خلاصهء معنى آنست كه هر گاه مؤمنان آيات وعيد قرآنى را استماع ميكنند يا تلاوت مينمايند خشيت عظيم ايشان را عارض مىشود بر وجهى كه پوستهاى ايشان به جهت آن بلرزه ميآيد * ( ثُمَّ تَلِينُ ) * پس نرم مىشود و آرام مىگيرد * ( جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ ) * پوستها و دلهاى ايشان * ( إِلى ذِكْرِ اللَّه ) * بسوى ياد كردن خداى يعنى چون آيات رحمت و مغفرت
را ميشنوند پوستها و دلهاى ايشان نرم ميشوند و آن خشيت و قشعريره از آنها زايل ميگردد و تعديه * ( تَلِينُ ) * بكلمهء * ( إِلى ) * به جهت تضمين آنست باطمينان و سكون كه مستعمل است به * ( إِلى ) * و اطلاق ذكر بدون تقييد آن بذكر رحمت به جهت آنست كه ذكر رحمت اصل است نسبت بذكر عقوبت زيرا كه رحمت او سبحانه سابقست بر غضب او پس به جهت اصالت رحمت هر گاه كه ايراد ذكر مىشود صفت رأفت و رحمت پيش از جميع صفات جلال و نعوت كمال بخاطر خطور مىكند فحينئذ اطلاق ذكر منصرف بذكر رحمت باشد و ذكر جلود اولا و مقارنت آن بقلوب ثانيا به جهت آنست كه هر گاه كه خشيت كه حال او است در قلوب متصور مىشود محالّ آنكه قلوبست بخاطر ميرسد و بسبب اين از ذكر خشيت تصور قلوب مىشود پس بنا بر اين گوئيا او سبحانه در اول ذكر قلوب نيز نموده و چنين فرموده كه در حالت واحده به جهت آيات وعيد اقشعر ار عارض جلود ايشان مىشود و خشيت در قلوب ايشان طارى ميگردد ، و بعد از آن چون بذكر الهى كه مبناى امر آن بر رأفت و مرحمت است تذكر مينمايند استبدال ميكنند رجاى قلوب را به خشيت و قشعريره جلود را بلينت ، مرويست از عباس بن عبد المطلب كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود كه
اذا اقشعر جلد العبد من خشية اللَّه تحاتت عنه ذنوبه كما يتحات عن الشجرة اليابسة
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 91
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٩١