تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
كرد تا كفارهء آن تقصير باشد و اللَّه اعلم بالصواب . آورده‌اند كه سليمان صد زن داشت روزى در مجلس گفت امشب گرد اين زنان برآيم تا خدا مرا از اين صد زن صد پسر دهد كه بشمشير در راه خدا جهاد كنند و كلمهء انشاء اللَّه بر زبان نراند اتفاقا هيچ كدام حامله نشدند مگر يك زن كه او هم پسر مرده آورده بود و آن را بر تخت سليمان انداخت و به جهت ترك مندوب كه آن ترك قول استثناء بود حق سبحانه به او عتاب كرد چنان كه حبيب خود را از آن خبر ميدهد كه : 34 - * ( وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ ) * و بدرستى كه ما امتحان و آزمايش كرديم سليمان را * ( وَأَلْقَيْنا ) * و انداختيم يعنى زن او را بر آن داشتيم كه بينداخت * ( عَلى كُرْسِيِّه ) * بر بالاى تخت او * ( جَسَداً ) * تن بىروحى كه آن پسر مرده او بود سليمان چون دانست كه اين بسبب ترك استثناء بوده از آن پشيمان شد * ( ثُمَّ أَنابَ ) * پس بازگشت بخداى بر وجه انقطاع و بدعا و صلوة مشغول شد ، و ابو هريره از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم روايت كرده كه آن حضرت فرمود كه به حق آن خدايى كه نفس محمّد بيد قدرت او است كه اگر سليمان به كلمه انشاء اللَّه تعالى مترنم ميشد حق سبحانه صد پسر به او ميداد تا همه در راه خدا جهاد ميكردند و شبهه اى نيست در آنكه ترك استثناء مقتضى آن نيست كه از سليمان صغيره يا كبيره واقع شده باشد زيرا كه او اگر چه ذكر او نكرد اما بذكر او بود و معتقد آن ، الا آنست كه به جهت ايمن شدن از كذب بحسب ظاهر او را مندوب بود كه متذكر آن شود و چون كه ترك آن نمود معاتب شد به ترك مندوب ، شعبى و بعضى از مفسران روايت كرده‌اند از امام جعفر صادق عليه السّلام كه حق سبحانه سليمان را پسرى ارزانى فرمود او بسيار آن پسر را دوست داشتى جماعتى از ديوان از ترس آنكه او نيز چون پدر ايشان را بحوزهء تسخير درآورد اجتماع نمودند بر قتل او و سليمان خبر يافته او را بملائكه سبحان سپرد تا برضاع او قيام نمايند و از شرّ ايشان ايمن باشد قضا را آن پسر بمرد و مردهء او را بر تخت سليمان افكندند و به جهت تنبيه بر آنكه حذر نفع نميدهد با وجود قدر معاتب گشت ، و بعضى ديگر گويند كه عتاب آن به جهت آن بود كه دو فرقه بجانب او رفع حكومت نمودند يكى از آنها از اهل جراده بود كه زن او از آن قوم بود و طبع او مايل آن بود كه حكم از براى اهل جراده باشد پس بين الفريقين حكم فرمود و اتفاقا حكم شرع بر طبق مراد او بود حق سبحانه او را به جهت موافقت حكم اهل جراده عتاب فرمود ، و گويند كه او را فرزندى بود در سن شباب و بسيار او را دوست ميداشت حق سبحانه به جهت اختيار او وى را بموت فجأة برپاى كرسى قبض روح نمود بدون عروض مرض ، جبائى گفته كه او را پسرى مرده متولد شد پس او را بر تخت او انداختند موجب بليه و مصيبت او شد ، ابو مسلم و بعضى ديگر گفته‌اند كه سليمان عليه السّلام بيمار شد بمثابه ايكه از غايت ضعف بدنى بيروح مينمود و او را بر تخت مينشاندند
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 53 | الملا فتح الله الكاشاني