تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
روايت كرده كه سليمان بسبب محبتى كه با خيل داشت دست را بر گردن و پايهاى ايشان ميماليد نه كه ايشان را كشت ، و بعضى گفته‌اند كه مسح بمعنى غسل است يعنى سليمان بسبب اعزاز و اكرام خيل گردن و قوائم ايشان را بشست ، و بعضى ديگر گفته‌اند كه مراد آنست كه ساق و گردن ايشان را داغ نموده و همه را وقف جهاد كرد ، و ابن عباس گفته كه معنى اين آيه را از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام سؤال كردم فرمود كه معنى آن بچه طريق به تو رسيده گفتم كه از كعب الاحبار شنيدم كه سليمان مشغول شد بعرض خيل تا آنكه نماز عصر از او فوت شد بعد از آن باصحاب خود گفت كه آنها را بازگردانيد و آن چهارده اسب بودند چون كه بر او رد كردند گردن و پاى ايشان را بشمشير قطع كرد و بسبب اين ظلم كه بر اسبان كرد حق سبحانه چهارده روز پادشاهى را از او سلب نمود آن حضرت فرمود كه بخداى كعبه كه دروغ گفت چه انبياء معصومند چگونه ظلم از ايشان صادر شود بلكه معنى آن بر اين وجه است كه سليمان يك روزى بجهاد ميرفت بفرمود تا آن اسبان بر او عرض كردند وى باسبان مشغول شد تا آفتاب فرو رفت نماز ديگرش فراموش شد فرشتگان را كه بر آفتاب موكل بودند امر نمودند تا آفتاب را بفرمان خدا بر او باز گردانيدند و نماز عصر را باداء بگذارد ، و قتل خيل بعد از صلوة به جهت تصدق بود تا اعمال بدنى و مالى با هم جمع كرده باشد نه بسبب عقوبت . علم الهدى در تنزيه الانبياء آورده كه ظاهر آيه دلالت نميكند بر اضافه قبح بسليمان و اگر بروايتى واقع شود كه مخالف آن باشد التفات به آن نميبايد كرد اگر چه در دلالت قوى و ظاهر باشد چيزى كه دلالت بر قوت قول ما مىكند آنست كه حق سبحانه اول در مدح سليمان و تعريف و ثناى او درآمده فرمود كه نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّه أَوَّابٌ و جايز نيست كه حق سبحانه ثناى او كند بر طور مذكور و بعد از آن بدون فصل اضافه قبح كند بر او ، پس مراد از آيه آنست كه حب سليمان بخيل باذن حق - تعالى بوده چه او سبحانه امر نموده بود بسليمان كه ارتباط خيل نمايد و آنها را آماده سازد از براى محاربه اعداء و به جهت اين گفت كه إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي و توارى شمس يا خيل بحجاب دلالت نميكند بر آنكه آن سبب فوت نماز باشد و ممتنع نيست كه ذكر آن بر سبيل مبالغه باشد در عرض خيل و بعد از آن استعاذهء از آن به جهت شدت مبالغه بوده باشد در حب ، و آنچه ابو على جبائى و غيره گفته‌اند كه توارى شمس بحجاب سبب ترك ورد او شد يا ترك نافله كه در آخر روز به آن متعبد بود آن نيز مقتضى اضافهء قبح نيست به او زيرا كه ترك ورد يا ترك نافله معصيت نيست و مسح سوق و أعناق بر وجه عقوبت نبود بر ترك صلوة بلكه به جهت آن بود تا در مستقبل به آن متشاغل نشود از طاعت و ديگر آنكه چون خيل أعزّ مال او بود پس به جهت تفريط او در نافله ذبح آن نموده و تصدق
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 52 | الملا فتح الله الكاشاني