تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
بپرده شب ، و ذكر ضمير بدون مرجع به جهت دلالت لفظ عشى است بر آن و ايراد توارى حجاب از براى شمس به جهت تشبيه آنست بمخدره اى كه در پرده مختفى شود ، و گويند كه حجاب كوهى سبز است در پس كوه قاف كه محيط است بكرهء زمين ، و بعضى گفته‌اند كه ضمير راجعست بخيل و معنى آنست كه از ذكر حق غافل شدم تا وقتى كه پوشيده شد خيل از نظر من بسبب حجاب ظلمت كه آن تاريكى شب است پس سليمان بسبب فوت ورد يا نماز نافله مغموم شد و به جهت تدارك آن باصحاب خود گفت كه : 33 - * ( رُدُّوها ) * باز گردانيد آن اسبان را * ( عَلَيَّ ) * بر من و چون باز گردانيدند * ( فَطَفِقَ ) * پس در ايستاد و ميسود شمشير را * ( مَسْحاً ) * سودن * ( بِالسُّوقِ ) * بساقهاى اسبان يعنى ايشان را پى كرد * ( وَالأَعْناقِ ) * و بگردنهايشان يعنى ميبريد گردنهاى ايشان را و همه را در راه خدا قربان كرد و تصدق نمود به جهت كفاره آنچه از او فوت شده بود و از جملهء هزار اسب صد اسب باقى ماندند و هر اسب نيكو كه هست از نسل ايشانست ، عبد اللَّه عباس از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نقلكرده كه ضمير * ( رُدُّوها ) * راجع بآفتابست و مراد از ذكر نماز عصر است كه از سليمان بسبب مطالعه اسبان فوت شد و آفتاب غروب كرد و چون كه اشتغال سليمان باسبان به جهت اراده جهاد با دشمنان بود نه بسبب حظ نفس و تفرج از اين جهت به اذن حق سبحانه فرشتگان را كه موكل آفتابند امر فرموده كه * ( رُدُّوها عَلَيَّ ) * باز گردانيد آفتاب را براى من ايشان آفتاب را بازگردانيدند تا بموضع عصر رسيد و او نماز را اداء نمود . و اينكه آفتاب بدعاى حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلم در صهباى خيبر بعد از غروب باز گشت و بجاى عصر آمد تا حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نماز بگذارد مشهور و معروف است و كسى منكر آن نيست و در سوره المائدة سمت ذكر يافته كه از براى حضرت امير عليه السّلام دو بار آفتاب مراجعت نمود يك بار بدعاى حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلم و بار ديگر بدعاى وى عليه السّلام ، و از بعضى علماء نقلكرده‌اند كه اهل علم را سزاوار نيست كه از حفظ اين حديث تغافل كنند زيرا كه از علامات نبوت است و معجزهء رسالت و ولايت ، و در مسح سوق و اعناق چند وجه گفته‌اند حسن و مقاتل برانند كه مراد به آن قطع است و معنى آنست كه سليمان عليه السّلام بسبب فوت صلوة شمشير را بر گردن و پاى ايشان زد و همه را هلاك كرد ، ابو عبيده گفته است كه عرب ميگويد كه مسح علاوته يعنى ضرب عنقه و مسح مجلد الكتاب اى قطع اطرافه بالسيف ، و گفته‌اند كه سليمان به جهت آن گردن ايشان را بزد و تصدق نمود تا أعز اموال خود را تصدق نموده باشد و مصداق اينست قوله تعالى لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ و از ابن عباس و زهرى و ابن كيسان