تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
امور است متعذر گردد پس غرض نه آنست كه شما بسبب شعوب و قبايل تفاخر بآباء و اجداد خود كنيد و در انساب خود دعوى تفاوت و تفاضل نمائيد ، و ببايد دانست كه شعوب مشتملست بر قبايل چون خزيمه كه شعبيست مشتمل بر قبايل متعدده كه يكى از آن كنانه است و قبيله محتويست بر عماير چون قريش كه عماره ايست از كنانه و عماير منطوى است بر بطون چون قصى كه بطنيست از قريش ، و بعد از آن افخاذ است چون هاشم كه فخذيست از قصى و از گذشت آن عشاير است چون عباس كه از هاشم است و پس از آن فصيله است و مراد از آن اهل البيت است چون بنى عباس ، و بعضى گفته‌اند كه شعوب دون قبايل است ، و نزد بعضى ديگر آنست كه شعوب از قحطان است و قبايل از عدنان است و قول ديگر آنست كه شعوب از عجم است و قبايل از عرب ، و از صادق عليه السّلام منقول است كه شعوب جماعتىاند كه ايشان را نسبت ببلاد دهند و قبايل كسانى كه ايشان را منتسب بآباء سازند ، و بر هر تقدير مقصود از وضع شعوب و قبايل نه تفاخر است بآباء و اجداد و دعوى تفاوت و تفاضل در انساب چه فى الحقيقة خصلتى كه موجب تفاضل است بر غير و سبب شرافت و كرامت نزد حضرت عزت از حيثيت كثرت مثوبت و رفعت منزلت اجتناب نمودنست از منهيات و ارتكاب نمودن مأمورات كما بيّن ذلك بقوله * ( إِنَّ أَكْرَمَكُمْ ) * بدرستى كه گرامىترين شما * ( عِنْدَ اللَّه ) * نزد خداى تعالى * ( أَتْقاكُمْ ) * پرهيزكارترين شما است از معاصى چه كمال نفوس و مزيت فضل فرع تفويست از محرمات و مجتنب شدن از محظورات پس هر كه را تقوى بيشتر قرب او نزد خدا بيشتر و فضل او از همه افزونتر ( 1 ) و كلمه شريفهء ( الشرف بالفضل و الادب لا بالاصل و النسب ) كه از كلمات متبركات حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است مشعر است بر كريمهء * ( إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّه أَتْقاكُمْ ) * * ( إِنَّ اللَّه عَلِيمٌ ) * بدرستى كه خداى دانا است باصل و نسب شما * ( خَبِيرٌ ) * آگاه از علم و ادب شما ، و بدانكه ميتواند بود مراد از اين آيه تقرير اخوتى باشد كه مانع اغتيابست و مؤيد اينست اينكه از عبد اللَّه عباس نقلكرده‌اند كه آيه در حق ثابت بن قيس آمد در وقتى كه از روى تعريض تعرض بقرين خود كرد و گفت انت ابن فلانه رسول فرمود كه كيست كه نام فلانه ميبرد
هامش
( 1 ) از سياق آيه مباركه با ملاحظهء آنچه در شأن نزولش آورده‌اند مستفاد ميگردد كه حقتعالى بدين آيه شريفه آگاه ميسازد گروهى را كه نژاد و نسب را از مفاخر بزرگ خود ميشمردند و بر ديگران مباهات و افتخار مينمودند و خويشتن را با شرافت و با كرامت و ارجمند ميدانستند و ديگران را بدنائت نژاد و پستى نسب منسوب ساخته و زبان طعن و نكوهش بر ايشان ميگشودند فرمود : اى گروه مردم بدرستى كه ما آفريديم شما را از مردى و زنى ( آدم و حوا ) و شما را شعبه ها و قبيله ها گردانيديم از جهت آنكه يكديگر را بشناسيد نه آنكه اين را سرمايهء شرافت و كرامت دانسته و بر همديگر افتخار و مباهات نمائيد و مقصود آنست كه هر كس كه از ايمان و تقوى دور و از فضائل و مكارم نفسانى مهجور است تنها شرافت آباء و اجداد و نسب و نژاد موجب كرامت و ارجمندى وى نخواهد شد .