و فرمود كه از اولاد اسماعيل هر كه از او عملى صادر گشته كه موجب كفاره باشد بايد كه يكى از ايشان را آزاد كند پس به اين وجه سلوك كرده بعضى را آزاد كردند و بعضى را فديه گرفتند و حقتعالى بنى تميم را به جهت ترك رسوم آداب نسبت به آن قدوهء احباب مذمت كرده فرمود :
4 - * ( إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ ) * بدرستى كه آنان كه ندا ميكنند ترا * ( مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ ) * از بيرون حجره هاى زوجات * ( أَكْثَرُهُمْ ) * بيشتر از ايشان * ( لا يَعْقِلُونَ ) * عقل ندارند و جاهلند برسوم آداب ، مراد آنست كه ايشان به جهت عدم معرفت به قدر شرف و مرتبهء تو و ترك توقير و تعظيم تو بمنزله بهايماند كه از فهم و عقل عاريند چه عقل مقتضى آنست كه مراعات حسن ادب كنند و رعايت اجلال و تبجيل نمايند خصوصا نسبت به كسى كه منصوب باشد برتبهء رسالت و مزين بخلعت نبوت نه آنكه مراد اين باشد كه ايشان مجنونند و از دايرهء تكليف بيرون و بدانكه وراء شيء جهتى است كه آن شىء را متوارى سازد بظل خود اعم از آنكه خلف آن باشد يا قدام و لهذا مفسران تفسير آن را بخارج كردهاند كه اعم از خلف و قدام است پس توجه انكار بر ايشان مخصوص نباشد بنداى ايشان در خلف حجرات و فايدهء اتيان * ( مِنْ ) * كه موضوعست از براى ابتداء غايت دلالتست بر آنكه منادى خارج حجره بوده نه داخل آن به جهت عدم اجتماع مبدء و منتهى بر جهت واحده بخلاف وراء الحجرات بدون * ( مِنْ ) * كه در تقدير فى وراء الحجرات است چه در اين صورت محتمل الاجتماع است و اينمعنى غير مراد است و حجره عبارت است از قطعهء زمين كه محجور باشد بحايط و مراد بحجرات حجرات زوجات آن حضرتست چه هر يك از زوجات را حجره اى خاص بوده و اين كنايتست از خلوت او با آنها و نداى بنى تميم از وراء حجرات محتمل است كه به اين وجه بوده باشد كه بعضى از وراء حجره ندا كرده باشند و برخى از وراء حجرهء ديگر بر سبيل تفرق به قصد طلب آن حضرت يا به اين طريق كه جميع ايشان بهيئت مجموعى طوف هر يك از حجره كرده باشند و او را طلبيده يا آنكه مراد حجره اى باشد كه آن حضرت در آن بوده باشد و ذكر آن به صورت جمع به جهت اجلال و اكرام آن حضرت بوده باشد و بيان حرمت او و فعل ندا اگر چه مستند بجميع ايشانست لكن جايز است كه متولى ندا بعضى از ايشان بوده باشند و باقى ديگر به جهت رضاى ايشان در ندا بمنزلهء آنها كه متصدى ندا بودهاند ، و آنچه از اصم روايت كردهاند كه منادى از بنى تميم عيينة بن حصين بود و اقرع بن حابس مؤيد اينست و اسناد نفى عقل باكثريت به همه محتمل است كه به جهت وقوع ندا باشد از جماعتى از ايشان كه قصد محاشات داشته باشند و احتمال آن نيز دارد كه مراد از آن نفى عقل باشد از همهء ايشان چه قلت در موضع نفى است در كلام عرب و لهذا گفتهاند كه النادر كالمعدوم روايتست كه حضرت رسالت را از حال وفد بنى تميم سؤال كردند فرمود
هم جفاة بنى تميم لو لا أنهم أشد الناس قتالا للأعور
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 408
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٠٨