تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
الهى جاريست در ميان امم سالفه و لاحقه كه هميشه انبياء و اولياى او بر اعداء غالب باشند و اهل طاعت منصور و اهل معصيت مخذول و مقهور كما قال لأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي * ( وَلَنْ تَجِدَ ) * و هرگز نيابى * ( لِسُنَّةِ اللَّه ) * مر طريقه و عادت خدا را در نصرت انبياء و اولياء * ( تَبْدِيلًا ) * تغيير دادنى يعنى هيچ كس نتواند كه طريقهء او سبحانه را متبدل سازد و عادت او را متغير گرداند ، از انس مالك روايت است كه در حينى كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم در حديبيه نزول فرموده بود هشتاد تن از اهل مكه وقت نماز صبح از جبل بتنعيم فرو تاختند تا اصحاب را بقتل رسانند اصحاب بر ايشان غالب شده همه را بگرفتند آن گاه حضرت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم ايشان را آزاد كرد تا در حرم قتل واقع نشود حق سبحانه مقارن اينحال آيه فرستاد . 24 - * ( وَهُوَ الَّذِي ) * و او آن كسيست كه از محض فضل خود * ( كَفَّ أَيْدِيَهُمْ ) * منع كرد دستهاى كفار مكه را * ( عَنْكُمْ ) * از شما * ( وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ ) * و بازداشت دستهاى شما را از ايشان * ( بِبَطْنِ مَكَّةَ ) * در وادى مكه يعنى حديبيه * ( مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ ) * پس از آنكه ظفر داد شما را و غالب ساخت * ( عَلَيْهِمْ ) * بر ايشان مراد آن هشتاد تناند * ( وَكانَ اللَّه ) * و هست خداى تعالى * ( بِما تَعْمَلُونَ ) * به آنچه ميكنيد از مجادله با كفار در اول بار براى فرمان سيد ابرار و به آنكه از ايشان دست باز مىداريد و نمىكشيد به جهت تعظيم حرمت حريم حرم پروردگار * ( بَصِيراً ) * بينا و شما را بر آن جزاى نيكو خواهد داد در دنيا و عقبى ، اين آيه متضمن امتنان او سبحانه است بر اهل ايمان كه آن حجر و منع او سبحانه است ايشان را از قتال تا بين الفريقين مصالحه كه اعظم و اشرف از فتح است حاصل شود چه فتح مستلزم مقاتله در زمين حرم است بخلاف مصالحه و در سبب نزول اين آيه چند وجه ديگر نيز گفته‌اند ، از آن جمله از ابن عباس روايت كرده‌اند كه مشركان چهل كس را بحديبيه فرستادند تا بر مسلمانان ضررى رسانند اصحاب خبردار شده ايشان را بگرفتند و بفرموده پيغمبر همه را آزاد كردند حق سبحانه اين آيه فرستاد و از عبد اللَّه بن مغفل نقل كرده‌اند كه ما در وقتى كه با پيغمبر در زير شجرهء سمرة با اهل مكه صلح مىكرديم و پيغمبر طريق نوشتن صلحنامه به امير المؤمنين عليه السّلام املا ميفرمود سى سوار مسلح بر ما تاختند و رسول دعا كرد تا همه كور شدند پس ما برخاستيم و همه را بگرفتيم رسول فرمود كه ايشان را آزاد كنيد ما آنها را آزاد كرديم اين آيه آمد ، و بعضى ديگر گفته‌اند كه عكرمة بن ابى جهل با پانصد كس بحديبيه آمد تا با پيغمبر مجادله كند آن حضرت خالد ابن وليد را با جمعى فرستاده ايشان را منهزم ساخت و همه را ميدوانيد تا در حيطان مكه داخل گردانيدند و برگشتند حق سبحانه در عقب آن اين آيه فرستاد ، و بعد از آن سبب منع دخول مسلمانان را در اين سال در مكه بيان كرده فرمود كه :