تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
نمودن به او * ( وَسَيُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ ) * و زود باشد كه باطل گرداند خداى كردارهاى ايشان را يعنى ايشان را بر عبادت مثاب نگرداند به جهت ترك ايمان و يا مكايد ايشان را در باب مشاقت و مخالفت مندفع سازد و ايشان را بمقاصد و اغراض خود نرساند ، بلكه ثمرهء جهل و مكرى كه در اين باب كنند قتل باشد و جلاى اوطان آيه دالست بر آنكه طريق هدايت بر كفار متبين است و عدم قبول آن به جهت محض عناد است و طغيان . 33 - * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى آن كسانى كه ايمان آورده‌ايد * ( أَطِيعُوا اللَّه ) * فرمانبريد خداى را در آنچه بشما امر مينمايد و نهى كند * ( وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ) * و اطاعت نمائيد رسول او را در آنچه فرمايد چه امر و نهى او موافق و مطابق ارادهء او سبحانه است * ( وَلا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ ) * و باطل مسازيد عملهاى خود را بسبب ريا و سمعه و يا عجب و نخوت يا به من و اذى در صدقه نه آنكه مراد احباط طاعات باشد بكبائر هم چنان كه مذهب اهل احباط است ( 1 ) . 34 - * ( إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * بدرستى كه آنان كه كافر شدند * ( وَصَدُّوا ) * و باز داشتند مردمان را * ( عَنْ سَبِيلِ اللَّه ) * از راه خدا كه آن سلوك است در طريق اسلام * ( ثُمَّ ماتُوا ) * پس بمردند يعنى كشته گشتند در روز بدر * ( وَهُمْ كُفَّارٌ ) * و حال آنكه ناگرويدگان بودند * ( فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّه لَهُمْ ) * پس هرگز خداى نيامرزد ايشان را ، و بدانكه آيه بر تقدير صحت آنكه در باب اصحاب قليب باشد موجب خصوص حكم نميشود چنان كه در علم اصول مقرر است پس آيه شامل جميع كفره باشد كه بر صفت كفر بميرند ، و قليب چاهيست در بدر كه قتلاى كفار را در آن ميانداختند ، آن گه ترغيب اهل ايمان مىكند بر قتال و تشجيع ايشان مينمايد بر جهاد و ميگويد كه : 35 - * ( فَلا تَهِنُوا ) * پس سست مشويد اى مؤمنان در كارزار نمودن با كافران * ( وَتَدْعُوا ) * و مخوانيد ايشان را * ( إِلَى السَّلْمِ ) * به صلح و آشتى چه طلب صلح مستلزم ضعف و عجز شما است * ( وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ ) * و حال آنكه شما برتر و غالبتريد و زبردست همه ايشان ، و ميتواند بود كه اين كلام مستأنف باشد كه حق سبحانه مؤمنانرا به آن اخبار نموده باشد و وعده داده يعنى شما غالب و قاهريد
هامش
( 1 ) مقصود آنست كه مراد از ابطال عمل در اينجا * ( وَلا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ ) * اينست كه بوسيلهء ريا و سمعه و عجب و من و اذى در صدقه و امثال ذلك اخلالى باركان عمل و شرايط صحت آن وارد نسازيد و كارى نكنيد كه اعمال شما را تباه و باطل گرداند و اين غير از احباطيست كه مورد بحث و اختلاف است چه آن عبارتست از آنكه معصيتى موجب از بين رفتن طاعت سابق گردد و پوشيده نماند كه در اينجا باز هم احساسات دانشمند معاصر بهيجان آمده و حملهء بعلامه مجلسى و عالم جليل سيد جزائرى نموده و همان سخنانى كه در مواضع عديده اين كتاب در ردّ علامه مجلسى نگاشته است در اينجا نيز فرموده و ما راجع بدين مطلب آنچه را كه وظيفهء خود ميدانستيم نوشتيم و اكنون تكرار آن لزومى ندارد .