تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
طريقه جن و انسى كه معبود خود گرفته باشند از ايشان برى و بيزار شوند و در مقام ضديت و نكارت درآيند كقوله تعالى وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا و قوله يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ پس كفار از آنچه گمانبرده باشند از ايشان از شفاعت و معاونت مأيوس شوند و خايب و خاسر گردند ، و نزد بعضى آنست كه ضمير * ( كانُوا ) * راجع بعابدان است يعنى پرستندگان از عبادت معبودان ناگرويدگان باشند و گويند ما ايشان را پرستش نكرديم كما قال وَاللَّه رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ پس در صفت اهل شرك مىفرمايد : 7 - * ( وَإِذا تُتْلى ) * و چون خوانده شود * ( عَلَيْهِمْ ) * بر مشركان * ( آياتُنا ) * آيتهاى كتاب ما * ( بَيِّناتٍ ) * در حالتى كه مبين و روشن است از روى اعجاز * ( قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * گويند آنان كه نگرويدند * ( لِلْحَقِّ ) * مر سخن حق را * ( لَمَّا جاءَهُمْ ) * آن هنگام كه آمد بايشان ، يعنى كفار به جهت عناد و انكار ملتفت تأمّل و تفكر نشده در شأن آيات بينات قرآنيه كه متصف بصفت اعجاز است گويند كه * ( هذا سِحْرٌ مُبِينٌ ) * اين جادوييست روشن و آشكارا يا حيله ظاهر و خدع هويدا ، وضع * ( الَّذِينَ كَفَرُوا ) * در موضع ضمير « قالوا » و وضع * ( لِلْحَقِّ ) * در مقام ضمير « آيات » به جهت تسجيلست بر حقيّت آيات و بر كفر منكران ، آن گه بر سبيل تعجب و انكار ميفرمايد : 8 - * ( أَمْ يَقُولُونَ افْتَراه ) * اين اضراب است از ذكر تسميهء قرآن بحسر بذكر آن چيزى كه اشنع است از آن ، و ضمير مفعول راجع است به حق كه بمعنى قرآنست ، يعنى اى محمد بگذار اينكه كفار اسناد سحر به قرآن ميكنند و تعجب در اين كن كه ايشان اكتفاء به آن نسبت نميكنند بلكه ميگويند كه بر بسته است محمّد قرآن را بر خداى يعنى آن را از پيش خود گفته و به خدا نسبت داده * ( قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُه ) * بگو اى محمد مر ايشان را كه اگر بربافته باشم قرآن را بر فرض محال پس آن معصيتى بود در غايت عظمت كه مستلزم انواع عذاب و اصناف عقاب باشد و چون آن عقوبت به من نازل شود * ( فَلا تَمْلِكُونَ ) * پس شما مالك نتوانيد شد و قادر نخواهيد بود * ( لِي ) * براى من * ( مِنَ اللَّه شَيْئاً ) * از عذاب خدا چيزى را ، يعنى هر گاه كه بالفرض مراد من به اين افتراء تنصح و اشفاق باشد براى شما و منع شما از عبادت آلهه باطله و ترغيب شما به پرستش خداى به حق ، و اگر خدا به جهت اين افتراء عذاب را بر من نازل سازد شما كه در قوت از همه درپيشيد قدرت نخواهيد داشت در دفع چيزى از آن از ناصح و مشفق خود پس من چگونه به جهت تنصح و اشفاق براى شما در اين امر خطير جرأت كنم و بر اين معصيت عظيم قدرت نمايم و باستظهار كدام از شما خود را در مظان عقوبت اندازم ، پس وعيد ايشان مىنمايد به اينكه * ( هُوَ أَعْلَمُ ) * خدا داناتر است * ( بِما تُفِيضُونَ فِيه ) * به آنچه خوض مىكنيد در آن از قدح و طعن در آيات قرآن و اسناد سحر و افتراء به آن * ( كَفى بِه شَهِيداً ) *