آن نتوانند شد و مكابره نتوانند كرد * ( فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ ) * پس چگونه گردانيده مىشوند از عبادت او و بپرستش غير او روى مىآورند با وجود اعتراف نمودن ايشان بالوهيت و خالقيت او سبحانه و ظهور آيات بينه و دلالات باهره بر توحيد و قدرت او و نعم ما قيل : ليس العجب ممن نجا كيف نجا ، ان العجب ممن هلك كيف هلك مع سعة رحمة اللَّه و كثرة الدلايل ، تعجب از كيفيت نجات نيست بلكه تعجب از كيفيت هلاكت است با وجود بسطت رحمت حضرت عزت و بسيارى ادله واضحه بر وحدت ، آوردهاند كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم هر چند در اثبات توحيد و ابطال اشراك دلايل قاطعه و براهين ساطعه اقامت مينمود اهل شرك بيشتر در عناد و انكار اصرار مينمودند آن حضرت شكايت ايشان را بجناب احديت عرض نمود آيه آمد كه :
88 - * ( وَقِيلِه ) * اين عطف است بر الساعة و تقدير كلام اينكه و عنده علم قيله يعنى نزد خداست دانستن قول رسول كه ميگفت * ( يا رَبِّ ) * اى پروردگار من * ( إِنَّ هؤُلاءِ ) * بدرستى كه اين گروه مشركان معاند * ( قَوْمٌ ) * گروهىاند كه به جهت فرط عناد و انكار * ( لا يُؤْمِنُونَ ) * ايمان نمىآرند و بوحدانيت تو نميگروند ، و صاحب كشاف آورده كه اين وجه غير وجيه است به جهت وقوع فصل ميان معطوف و معطوف عليه به چيزى كه موجه نيست كه جملهء معترضه باشد با آنكه مستلزم تنافر نظم عطفين نيز هست و اقوى وجه آنست كه جرّ او بر اضمار قسم باشد و تقدير آنكه اقسم بقيله يا رب يعنى سوگند ميخورم بگفتار رسول خود كه آن كلمهء ، عظيمهء يا رب باشد در حين شكايت قوم خود به من ، جواب قسم اينكه * ( هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ ) * و بعد از آن امر نمود بوى كه :
89 - * ( فَاصْفَحْ عَنْهُمْ ) * پس اعراض كن از دعوت ايشان يا روى بگردان از مكافات ايشان * ( وَقُلْ سَلامٌ ) * و بگوى تسلَّم و مباركت از شما است يعنى ميان من و شما سلامتيست از منازعت و وارستگى از مجادله يا بر شماست سلام هجران و مجانبه نه سلام تحيت و كرامت هم چنان كه در جاى ديگر فرموده كه سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ يا بگوى آن چيزى كه از شر ايشان سالم مانى ، و بهر تقدير اين حكم بآية السيف منسوخ است ، و نزد حسن آنست كه مراد صفح است از سفاهت ايشان و عدم تقابل به مثل آن پس آيه بر حكم خود باقى باشد آن گه به جهت تهديد ايشان و تسليه سيد عالميان ميفرمايد كه * ( فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ) * پس زود باشد كه بدانند عاقبت شرك و كفر خود وقتى كه عذاب بر ايشان نازل شود در دنيا به روز بدر و در عقبى در آتش دوزخ .
سورة الدخان
مكيست و بعدد كوفى پنجاه و نه آيتست ، و پنجاه و هفت پيش بصرى ، و پنجاه و شش نزد غير