ابو امامه شنيدم كه گفت مردى باشد كه در بهشت بمرغ پران نكرد گويد كاشكى كه مرغ بريان بودى فى الحال بريان شود و نزد وى حاضر گردد تا از آن تناول كند و چون شرابش آرزو شود ابريقى در دست او آيد با چندان شراب كه آن را انقطاع نباشد ، و بدانكه حق سبحانه جميع نعمت جنت را به اين دو كلمه اخبار فرمود چه رياض جنان يا حظ جنان است و يا لذت عيون پس اگر جميع خلائق مجتمع شوند در وصف آنچه در جنان است از انواع نعيم و اصناف تكريم و در اين باب آنچه ممن باشد ايشان را كلام بسرحد اطناب كشد از اين دو كلمه متجاوز نخواهد بود ، كلمه اول اگر چه مستلزم خلود نعمت نيز هست اما چون كه دوام نعمت و عدم خوف زوال آن از تماميت لذتيست كه ما فوق آن متصور نيست از اينجهت اكتفاء به آن نكرده تصريح به ذكر آن نمود و فرمود كه * ( وَأَنْتُمْ فِيها ) * و شما در بهشت * ( خالِدُونَ ) * جاويد باشندگانيد كه هرگز در آنجا گرد زوال بدامن خلود شما ننشيند ، و قوله :
72 - * ( وَتِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي أُورِثْتُمُوها ) * ميتواند بود كه اسم اشارت در او مبتداء باشد و * ( الْجَنَّةُ ) * خبر آن و اسم موصول با صله آن صفت ، يا جنت صفت اسم اشاره باشد و موصول و صله خبر آن يعنى آن بهشت موعود بهشتى است كه امروز ميراث داده شديد آن را يا اين بهشت آنست كه ميراث دادند بشما ، و احتمال دارد كه موصول صفت جنت باشد و خبر آن قوله * ( بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ) * و حينئذ جار و مجرور متعلق خواهد بود بحصل يا حاصل ، يعنى اين بهشتى كه بطريق توارث بشما عطا كردهاند حاصل گشته و وارث شده بشما بسبب آنچه بوديد در دنيا كه عمل مى - كرديد از انواع طاعات و خيرات و مبرات ، و ايثار ايراث بر اعطاء به جهت تشبيه جنت است در بقاى آن بر اهل استحقاق بميراثى كه بوارث مستحق باقى ماند .
73 - * ( لَكُمْ فِيها ) * مر شما راست در بهشت * ( فاكِهَةٌ كَثِيرَةٌ ) * ميوه هاى بسيار * ( مِنْها تَأْكُلُونَ ) * كه بعضى از آن ميخوريد نه همه آن به جهت كثرت اصناف و دوام انواع آن و فايدهء وجود آنچه زايد است بر اكل تزين اشجار است بثمار و لهذا در آنجا هيچ شجره از ثمره عارى نيست ، و در حديث واقع شده كه مؤمنين ميوه اى از درخت بهشت نچيند مگر دو مثل آن فى الحال از همانجا روئيده شود ، پس بيان احوال كفار مىكند و ميگويد كه :
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 263
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٦٣