لطف بر اينوجه آورده كه نعمت به قدر خود دهد و شكر به قدر بنده خواهد ، و در بعضى ديگر از تفاسير آوردهاند كه لطيف آنست كه علم شاملش محيط غوامض مصالح بود و حكمت باهره اش مشتمل بر عوايد منافع و از اينجاست كه * ( يَرْزُقُ ) * روزى ميدهد * ( مَنْ يَشاءُ ) * هر كه را ميخواهد بر حسب مصلحت خفيه و حكمت غامضه پس مخصوص ميسازد هر يك از بندگان را بنوعى از نعمت و صنفى از مكرمت كه مقتضى حكمت او باشد هم چنان كه يكى را ولد عطا فرمايد و ديگرى را نعمت ديگر كه به صاحب ولد نداده و غير آن ، حاصل كه همه بندگان مبرورند و هيچكدام از خوان احسان او خالى نيستند ، پس هر يكى بنوعى از نعمت و قسطى از عطيه محفوظ و بهرمندند و اگر چه در ضيق وسعت و قلت و كثرت بر تفاوت مراتباند * ( وَهُوَ الْقَوِيُّ ) * و اوست بسيار توانا در لطف و مرحمت * ( الْعَزِيزُ ) * غالب در اراده بر وجه حكمت و مصلحت كه هرگز گرد مغلوبيت بدامن كبرياى او ننشيند .
20 -
* ( مَنْ كانَ يُرِيدُ ) * هر كه باشد كه اراده نمايد در دنيا * ( حَرْثَ الآخِرَةِ ) * كشت آن سراى را يعنى عملى را كه موجب ثواب آخرت او باشد پس به جهت اين در اين سراى تخم ايمان در زمين دل بكارد و به آن عمل صالح آن را به پرورش در آرد تا بر آن را در عرصهء قيامت بردارد * ( نَزِدْ لَه فِي حَرْثِه ) * بيفزايم مر او را در كشت خير او يعنى بدهيم او را بعوض آن از ده تا هفتصد و زياده بر آن ، حرث در اصل لغت بمعنى القاى بذر است در تحت ارض و ذرع عبارت از حاصل آن پس عمل دنيا مشابه حرث است و زراعت مشابه ثمرهء آن كه ثواب آخرت است ، و از اينجا است كه در حديث آمده
الدنيا مزرعة الآخرة
حاصل معنى آنست كه هر كه در دنيا عملى كند به نيت آنكه آخرت بر آن مترتب شود ما پاداش آن دهيم بدان عمل و مضاعف سازيم ثواب عمل او را اضعافا مضاعفة * ( وَمَنْ كانَ يُرِيدُ ) * و هر كه باشد كه خواهد * ( حَرْثَ الدُّنْيا ) * كشت دنيا را يعنى مقصد اصلى او از آن حصول امتعه دنيويه باشد * ( نُؤْتِه مِنْها ) * بدهيم او را نصيبى از دنيا بر حسب مقتضى حكمت و مصلحت ( 1 ) كما قال عَجَّلْنا لَه فِيها ما نَشاءُ لِمَنْ نُرِيدُ * ( وَما لَه ) * و نيست مر او را * ( فِي الآخِرَةِ ) * در سراى آخرت * ( مِنْ نَصِيبٍ ) * هيچ بهره ، مراد كافران و مشركانند كه همت ايشان مصروفست بر جمع امتعه دنيويه ، خلاصه سخن آنست كه هر كه از براى آخرت كار كند در عمل خود موفق شود و ميامن بركات
هامش
( 1 ) لفظ حرث را خواه بمعنى كشت كردن بگيريم و خواه بمعنى اكتساب دلالت مىكند بر آنكه مقاصد و مطالب دنيوى يا اخروى به مجرد اراده و خواستن براى آدمى حاصل نگردد بلكه سعى و كوشش و جنبش عملى هم لازمست خاصه براى نيل بسعادت اخروى چنانچه در سوره اسرى آيه 20 فرموده * ( وَمَنْ أَرادَ الآخِرَةَ وَسَعى لَها سَعْيَها وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً ) * نهايت آنان كه طالب سعادت آخرتند و در اين كشتزار دنيا بعبادت و طاعت ميكوشند ثواب آنان را چندان برابر عطا ميفرمايد و اما كسانى كه از آخرت غافل و پيوسته براى جمع زخارف دنيا و زندگانى ناپايدار اين جهان كوشش مينمايند پس بهر چه خواسته و اراده كردهاند نخواهند رسيد بلكه بر حسب حكمت و مصلحت بهر كس بهره اى ميدهند .