كه متمسك به آن شويد * ( ما وَصَّى بِه ) * آنچه فرموده بود به آن * ( نُوحاً ) * نوح پيغمبر را * ( وَالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ) * و آن چيزى كه وحى كرديم به تو ، اين التفاتست از غيبت بتكلم * ( وَما وَصَّيْنا بِه ) * و آنچه امر كرده بوديم به آن * ( إِبْراهِيمَ وَمُوسى وَعِيسى ) * اين سه پيغمبر را از اصول دين يعنى خداى هويدا ساخت از براى شما اصول دينى كه مشترك است ميان دين نوح و محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم و آنانى كه در ميان ايشان واقع شدهاند از ارباب شرايع و آن توحيد است و تصديق بجميع رسولان و بكتب ايشان و بروز آخرت و قوله * ( أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ ) * منصوب المحل است بر آنكه بدل مفعول * ( شَرَعَ ) * باشد يعنى روشن گردانيد از براى شما آنكه اقامت كنيد و بپاى داريد دين را كه ايمانست به آنچه تصديق آن واجب باشد از اصول دينيه و ميتواند بود كه مرفوع المحل باشد بر استينافيه در حكم جواب و ما ذلك المشروع يعنى آن مشروع اقامت نمودن است باصل دين و متمسك شدن به آن ، يا آنكه مجرور المحل باشد بر آنكه بدل ضمير * ( بِه ) * باشد يعنى بيان كرد از براى شما آنچه امر كرد به آن كه اقامت اصول دينيه كنيد * ( وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيه ) * و متفرق و پراكنده مشويد در آن ، يعنى اختلاف مكنيد در اصول دين اما فروع شرايع مختلفست بحسب اختلاف ازمنه و مصالح كقوله تعالى لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهاجاً * ( كَبُرَ ) * بزرگست و دشوار و گران * ( عَلَى الْمُشْرِكِينَ ) * بر شرك آرندگان .
* ( ما تَدْعُوهُمْ ) * آنچه مىخوانى ايشان را * ( إِلَيْه ) * بسوى آن از توحيد و اخلاص و نفى شرك * ( اللَّه يَجْتَبِي ) * خداى ميكشد و جمع مىكند * ( إِلَيْه ) * بسوى آنچه تو ميخوانى ايشان را از دين اسلام * ( مَنْ يَشاءُ ) * هر كه را ميخواهد از آن كسانى كه مطيع و منقادند يا برميگزيند براى خود به جهت رسالت آن را كه اراده كند * ( وَيَهْدِي ) * و راه نمايد بتوفيق و ارشاد * ( إِلَيْه ) * بدين حق * ( مَنْ يُنِيبُ ) * هر كه را كه بازگردد به حق و روى آورد بسوى وى يعنى هر كه از همه اعراض كند و او را خواهد او سبحانه راه راست به دو نمايد كقوله تعالى وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً يا آنكه راه راست مينمايد ببهشت و ثواب هر كه را كه به نيت خالص رجوع به او كند .
14 - * ( وَما تَفَرَّقُوا ) * و متفرق و پراكنده نشدند اهل اديان و ملل از امم پيغمبران چون عاد و ثمود و اصحاب ايكه و غير آن يعنى از دين خدا نگشتند * ( إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ) * مگر از پس آنكه آمد بديشان دانشى از اخبار پيغمبران مثل آيات تورية و انجيل يا بعد از علم ايشان به آنكه تفرق محض ضلال متوعد عليه است و اين برگشتن * ( بَغْياً ) * از روى ستمكارى و جبارى بود كه واقع شده بود * ( بَيْنَهُمْ ) * ميان ايشان يا از روى طلب جاه و رياست يا بر وجه حسد بردن بر پيغمبر خود ، و گويند مردمان بعد از هلاك كافران به عذاب طوفان بر يك ملت بودند چون پدران
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 209
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٠٩