ايشان بمردند اختلاف در ميان ايشان واقع شد ، و نزد اين حال پيغمبران بر ايشان مبعوث گشتند و ايشان به جهت بغى و تجبر و حسد بر ايشان نگرويدند ، و در بعضى تفاسير آوردهاند كه مراد از اين متفرقين اهل كتاب زمان حضرت رسالتند صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم پس معنى آنست كه اهل كتاب اختلاف نكردهاند در حق حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم مگر بعد از آنكه بايشان آمد طريق علم بمبعث آن حضرت و صحت نبوت او پس عدول نمودند از نظر كردن در آن به جهت ظلم و عداوت و حسد و حرص بر طلب دنيا كقوله تعالى :
وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ يا آنكه متفرق نشدند كفار مكه مگر بعد از آنكه بيقين دانسته بودند كه او پيغمبرى به حق است و ليكن از او متفرق گشتند به جهت حسد بردن بر او و خوف بيرون رفتن رياست از سلسله ايشان * ( وَلَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ ) * و اگر نبودى كه سخنى پيشى گرفته است در تأخير عذاب * ( مِنْ رَبِّكَ ) * از پروردگار تو * ( إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ) * تا به مدت نامبرده شده و مقرر گشته * ( لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ ) * هر آينه حكم كرده شدى ميان ايشان باستيصال كافر مبطل و نجات مؤمن محق * ( وَإِنَّ الَّذِينَ ) * و بدرستى كه آنان كه * ( أُورِثُوا الْكِتابَ ) * داده شدهاند كتاب يعنى قرآن * ( مِنْ بَعْدِهِمْ ) * از پس امم ماضيه كه قوم نوح و ابراهيم و موسى و عيسى عليهم السّلام و احبار بودند مراد يهود و نصاراى زمان آن حضرتاند كه از پس آباء و اجداد خود قرآن بايشان آمد يا آن كه مراد مشركان عهد رسولند كه از پس اهل كتاب قرآن بر ايشان نازل شد و ايشان * ( لَفِي شَكٍّ مِنْه ) * هر آينه در شكند از قرآن يا از دين يا از پيغمبر * ( مُرِيبٍ ) * شكى بريبت افكنده كه ظنست يعنى ظن غالب ايشان آنست كه قرآن يا دين اسلام يا حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم بر غير حق است .
15 - * ( فَلِذلِكَ ) * پس به جهت اين تفرق و اختلاف كه از ايشان صادر گشته * ( فَادْعُ ) * پس بخوان مردمان را باتفاق و ايتلاف بر ملت حقيقى كه دين اسلام است تا تفرق و اختلاف و شك از ايشان زايل شود * ( وَاسْتَقِمْ ) * و مستقيم باش بر دعوت نبوت و تبليغ طريق شريعت * ( كَما أُمِرْتَ ) * هم چنان كه مأمور شده اى به آن يعنى عمل بمقتضاى امر الهى كن ، و نزد زجاج لام * ( فَلِذلِكَ ) * بمعنى ( الى ) است و * ( فَلِذلِكَ ) * اشاره بمضمون ما وَصَّى بِه يعنى بسوى دينى كه خداى تعالى بانبياء خود امر به آن نموده بندگان را دعوت كن يعنى مردمان را بر توحيد و اخلاص ترغيب نماى و بر اين نهج ثابت قدم باش * ( وَلا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ ) * و پيروى مكن هواهاى مختلفه و آرزوهاى باطلهء ايشان را ، در تبيان آورده كه وليد بن مغيره به حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم گفت كه از دين و دعوت خود رجوع نماى تا نيمهء مالهاى خود را به تو بخشم و شيبة بن عتبه گفت كه اگر از دين خود برگردى دختر خود را در حبالهء تو در آورم حق سبحانه اين آيه فرستاد كه بتبليغ دعوت توحيد استقامت نماى و بر دين اسلام ثابتقدم باش
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 210
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢١٠