كم نگردد آن گه اين آيه تلاوت فرمود كه * ( فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ ) * .
8 - * ( وَلَوْ شاءَ اللَّه ) * و اگر خدا خواستى كه بر سبيل قهر و جبر همه خلقان را در ملت اسلام درآرد * ( لَجَعَلَهُمْ ) * هر آينه گردانيدى همهء ايشان را از روى الجاء * ( أُمَّةً واحِدَةً ) * گروهى يكتا بر جادهء هدايت ( 1 ) و نظير اينست قوله تعالى وَلَوْ شِئْنا لآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها و قوله وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لآمَنَ مَنْ فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً * ( وَلكِنْ يُدْخِلُ ) * و لكن در مىآرد * ( مَنْ يَشاءُ ) * هر كه را ميخواهد از اهل توحيد و عبادت * ( فِي رَحْمَتِه ) * در بهشت خود ، مراد آنست كه مشيت و حكمت او سبحانه تقاضاى آن مىكند كه همهء مردمان را مكلف گرداند و بناى كار ايشان را بر اختيار نهد تا هر كس كه از روى اختيار باوامر و نواهى او انقياد نمايد مستحق بهشت شود و هر كه طريق كفر و عناد را اختيار كند مستوجب دوزخ گردد ، پس بناى ثواب و عقاب بر تكليف است در زمان اختيار * ( وَالظَّالِمُونَ ) * و ستمكاران يعنى اهل كفر و ضلالت * ( ما لَهُمْ ) * نيست مر ايشان را * ( مِنْ وَلِيٍّ ) * هيچ دوستى كه متولَّى كار ايشان گردد * ( وَلا نَصِيرٍ ) * و نه يارى كه عذاب از ايشان باز دارد ، و تغيير مقابله به جهت مبالغه است در وعيد كفار چه سوق كلام در تهديد است و انذار .
9 - * ( أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِه ) * اين اضرابست از قبول ايمان مشركان ، يعنى نه آن چنانست كه كفار قبول ايمان كنند و بتوحيد الهى اعتراف نمايند بلكه فرا گرفتهاند بجز از خداى * ( أَوْلِياءَ ) * دوستان كه اصنامند و ساير معبودان باطله كه اصلا نفع و ضرر از ايشان متصور نيست و اگر اراده آن دارند كه از براى خود دوستى فرا گيرند كه نفع بايشان برساند و ضرر از ايشان بازدارد * ( فَاللَّه هُوَ الْوَلِيُّ ) * پس خداى به حق اوست كه بحسب حقيقت مستحق ولايتست نه غير او چه او سبحانه دوستيست كه دوستان خود را بنوازد و دستگيرى ايشان نمايد پس واجب و لازمست كه دوستى با وى كنند نه با غير او * ( وَهُوَ يُحْيِ الْمَوْتى ) * و او زنده گرداند مردگان را بقدرت كامله نه اصنام كه در نهايت عجزند و در كمال نقص * ( وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ ) * و او بر همهء چيزى * ( قَدِيرٌ ) * تواناست بخلاف معبودان
هامش
( 1 ) اين آيه مباركه ابطال مينمايد مذهب اشاعره را كه گويند : بندگان را در افعال خود قدرتى نيست بلكه آلات خداوندند در تحقق افعال و اهل طاعت و عبادت بر طاعات و عبادات و اهل معصيت بر معاصى مجبورند . حقتعالى ميفرمايد * ( وَلَوْ شاءَ اللَّه ) * الاية يعنى اگر خداى تعالى ميخواست ( و حكمت اقتضاء ميكرد ) هر آينه ميگردانيد جميع مردمان را ( از روى جبر و الجاء ) گروهى يگانه كه همه بر ملت اسلام و طريقه طاعت باشند ( زيرا كه قادر است بر اين امر ) و لكن مشيت او بدين امر تعلق نگرفته و حكمت وى اقتضاء ندارد بلكه از روى حكمت كاملهء خود بندگان را قادر و مختار آفريده كه بوسيلهء قدرت و اختيار خود ميكنند آنچه را كه بخواهند و ترك ميكنند آنچه را كه بخواهند پس خداوند مجبور نكرده بنده اى را بر فعلى كه نتواند آن را ترك كند چنان كه اشاعره گويند و وانگذاشته آن فعل را بطور كلى بسوى او كه به هيچ وجه خداى تعالى را در آن مدخليتى نباشد چنان كه معتزله گويند و اينست معنى ( امر بين الامرين ) .