بكنه رفعت شأن او نرسد * ( الْعَظِيمُ ) * بزرگوارى كه بريد فهم تيزرو بگرد سرادقات عظمت و جلال قدر او پى نبرد .
5 - * ( تَكادُ السَّماواتُ ) * نزديك شد كه آسمانها از غايت هيبت عظمت و جلال او يا از استعظام اسناد ولد و اشراك غير به او * ( يَتَفَطَّرْنَ ) * شكافته شوند * ( مِنْ فَوْقِهِنَّ ) * از زبر يكديگر يعنى مبدء شكافتن از عرش و كرسى شود به اين ترتيب تا به آسمان دنيا ، و چون اجرام علويه با وجود رفعت و متانت از جهت سطوت و عظمت قريب بانشقاق باشند پس كوائن ، سفليه بطريق اولى ، و در كشاف آورده كه ذكر فوقيت ايذانست بر كمال عظمت و كبرياء و جلال ملك چه بالاى آسمانها عرش است و كرسى و صنوف ملايكهء مقربين و غير آن از آثار ملكوت و جبروت پس ابتداى انشقاق از آنجا اعظم ادله باشد كه بر غايت عظمت و جلال حضرت عزت ، و گويند كه ضمير * ( فَوْقِهِنَّ ) * راجع بارض است يعنى همهء آسمانها منفطر شوند از بالاى زمينها * ( وَالْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ ) * و جميع فرشتگان تسبيح ميكنند ذات او سبحانه را از ناسزا و ناروا تنزيهى مقترن * ( بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ) * بسپاس دارى و شكرگزارى پروردگار خود يعنى تسبيح و حمد با هم ميگويند تا يكى نافى ناسزا باشد و ديگرى مثبت سزا ، و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه مراد بملائكه در اين مقام حملة العرشاند كه هميشه به تسبيح و تحميد او سبحانه ترنم مىنمايند * ( وَيَسْتَغْفِرُونَ ) * و آمرزش ميطلبند از او * ( لِمَنْ فِي الأَرْضِ ) * از براى كسانى كه در زميناند از مؤمنان نه كافران چه ايشان هرگز برحمت خداى نميرسند و از اينجاست كه در سورة المؤمن استغفار حمله عرش را مخصوص باهل ايمان گردانيده و فرموده كه وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا و نيز بر سبيل حكايت در آنجا فرموده كه فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذابَ الْجَحِيمِ * ( أَلا إِنَّ اللَّه ) * بدانيد كه خداى * ( هُوَ الْغَفُورُ ) * او است آمرزنده بندگان * ( الرَّحِيمُ ) * مهربان بر ايشان بقبول توبه و انابت و از وفور رحمت و غفران او است كه فرشتگان را به استغفار گنه كاران امر فرموده ، بدانكه اين آيه بنا بر تفسير اول از براى زيادتى تقرير عظمت است و بنا بر ثانى به جهت دلالت است بر تقدس ذات او از اتخاذ نسب و شريك و وجه ربط استغفار بما سبق بر تفسير اول به جهت خوف ملائكه است بر اهل ايمان از سطوات جلال و هيبت و عظمت او و بر تفسير ثانى توحيد و تنزيه مؤمنان و بعد ايشان از اشراك و نسبت ولد به حضرت سبحان ، بعد از آن از امهال كفار اخبار ميفرمايد كه :
6 - * ( وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا ) * و آن كسانى كه فرا گرفتند * ( مِنْ دُونِه ) * بجز از خداى * ( أَوْلِياءَ ) * دوستان ، مراد شركاء واندادند كه معبود مشركانند و تسميه آنها باولياء از قبيل تسميه شيء است باسم لازم شيء * ( اللَّه حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ ) * خدا نگهبانست بر اعمال و اقوال و افعال ايشان و هيچ
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 204
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٠٤