چيز از آن بر او فوت نمىشود پس همه را بجزاء و سزا خواهد رسانيد * ( وَما أَنْتَ عَلَيْهِمْ ) * و نيستى تو اى محمد بر ايشان * ( بِوَكِيلٍ ) * گماشته شده ، يعنى بر تو واجب نيست كه موكل ايشان باشى و محافظت اعمال ايشان كنى پس از كفر و عناد ايشان دلتنگ مشو چه بر تو همين دعوتست و تبليغ احكام شريعت .
7 - * ( وَكَذلِكَ ) * و مثل آن چيزى را كه مذكور شد از محافظت حق سبحانه بافعال كفار و عدم وجوب محافظت تو * ( أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ) * وحى كرديم بسوى تو * ( قُرْآناً عَرَبِيًّا ) * در حالتى كه آن قرآنيست عربى كه لغت قوم تو است و ميتواند بود كه * ( كَذلِكَ ) * اشاره باشد بمصدر اوحينا يعنى مثل اين ايحاء وحى نموديم به تو در حالتى كه آن قرآنيست بلغت عرب كه لغت قوم تست ، و ميتواند بود كه * ( كَذلِكَ ) * اشاره باشد بايحاء انبياء سابق يعنى مثل آن چيزى را كه وحى كرديم بر هر پيغمبرى به زبان قوم او وحى كرديم به تو در حالتى كه قرآنيست به زبان قوم تو * ( لِتُنْذِرَ ) * تا بيم كنى بدان * ( أُمَّ الْقُرى ) * اهل مكه را * ( وَمَنْ حَوْلَها ) * و كسانى را كه گرداگرد اويند تا نهايت ربع مسكون و تسميه مكه بام القرى به جهت انبساط همهء زمين است از تحت آن پس ام بلدان و اصل جميع نواحى و اقاصى عالم باشد ، حاصل كه ما قرآن را به جهت آن فرستاديم تا انذار نمايى جميع سكنه بلدان را * ( وَتُنْذِرَ ) * و بيم كنى همه ايشان را * ( يَوْمَ الْجَمْعِ ) * از روز جمع يعنى روز قيامت * ( لا رَيْبَ فِيه ) * و هيچ شك و شبهه اى نيست در آمدن آن ، اين جمله معترضه است و محلى از اعراب ندارد و حذف ثانى مفعولى اول كه * ( يَوْمَ الْجَمْعِ ) * باشد يعنى فعل اول كه * ( لِتُنْذِرَ ) * اول باشد و اول مفعولى ثانى كه * ( أُمَّ الْقُرى وَمَنْ حَوْلَها ) * باشد به جهت تحويل و ايهام تعميم است ، و تسميه قيامت بيوم الجمع يا به جهت آنست كه خلق اولين و آخرين در آن روز مجتمع گردند ، و يا باعتبار آنكه ارواح باشباح خود جمع شوند و يا عمال را با اعمال خود حسر كنند و يا هر كس را به مثل خود فراهم آرند يا اهل سماوات و ارضين با هم ملاقات كنند و بعد از آنكه همه خلايق در موقف جمع شده باشند و از حساب فارغ گشته بار ديگر ايشان را متفرق سازند * ( فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ ) * بعضى از ايشان گروهى باشند كه ايشان را در بهشت برند به جهت طاعت و عبادت ، آنها مؤمنان موحدند * ( وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ ) * و برخى ديگر گروهى باشند كه ايشان را در دوزخ اندازند به جهت عناد و عدم انقياد و آنها مشركان ملحدند ، از عبد اللَّه عمر روايت است كه روزى رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم از خانه بيرون آمد و دو صحيفه در دست داشت و گفت دانى كه اين صحيفها چيست گفتم نه يا رسول اللَّه فرمود كه آنچه در دست راست دارم نامه اى است كه جميع نيكوكاران كه اهل بهشتاند در آن ثبت است كه هيچ از آن زياد و كم نشود و اينكه در دست چپ دارم نامه ايست كه نامهاى بدكاران كه اصحاب دوزخند در آن مندرج است و هيچ از آن زياد و
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 205
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٠٥