* ( دُونِ اللَّه ) * بجز خداى به حق * ( لَمَّا جاءَنِي الْبَيِّناتُ ) * آن هنگام كه آمد به من حجج بينه و آيات ظاهره * ( مِنْ رَبِّي ) * از قبل پروردگار من * ( وَأُمِرْتُ ) * و امر كرده شدهام * ( أَنْ أُسْلِمَ ) * به آنكه گردن نهم و انقياد نهم * ( لِرَبِّ الْعالَمِينَ ) * مر پروردگار عالميان را ، و بدانكه ادله اگر چه ناهى حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلم بود از عبادت غير او سبحانه ليكن چون ورود حجج بينه از جانب حضرت عزت مقوى ادله عقليه است و منبه و مؤكد آن از اينجهت جل سبحانه آن حضرت را امر نمود كه در ابطال كيش ايشان و اثبات مذهب خود استمساك به آن نمايد و بعد از آن به جهت مبالغه و تأكيد در باب اثبات توحيد و ابطال اشراك اكتفاء بادلهء سابقه نكرده اظهار كمال قدرت و ذكر وفور نعمت خود مىكند بر اين طريق كه :
67 - * ( هُوَ الَّذِي ) * او آن كسى است كه بقدرت كامله خود * ( خَلَقَكُمْ ) * بيافريد شما را يعنى آدم را كه منشأ و اصل خلقت شما است * ( مِنْ تُرابٍ ) * از خاك * ( ثُمَّ ) * پس شما را كه فرزندان وىايد * ( مِنْ نُطْفَةٍ ) * از آب منى * ( ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ) * پس از خون بسته كه منى بعد از چهل روز بآنصورت متشكل ميگردد * ( ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ ) * پس بيرون ميآورد هر يك از شما را از رحم مادر * ( طِفْلًا ) * در حالتى كه كودكيد ، توحيد طفل يا به جهت ارادهء جنس است يا تأويل آن بكل واحد و قوله * ( ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ) * متعلق است بفعل مقدور و تقدير كلام اينكه يبقيكم لتبلغوا يعنى بعد از طفوليت بقا مىدهد شما را تا ميرسيد بسختترين قوة خود كه منتهى سن شبابست و آن از سى سالگيست تا چهل و بر همين قياس است قوله * ( ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخاً ) * يعنى بعد از سن شباب باقى ميگذارد شما را تا ميگرديد پيران * ( وَمِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ ) * و برخى از شما آن كس است كه قبض روح او مىشود پيش از سن شيخوخيت و قوله * ( وَلِتَبْلُغُوا ) * در اين تقدير است كه و يفعل ذلك لتبلغوا يعنى مىكند نقل سن بسن ديگر پيش شيخوخيت يا قبل از بلوغ شباب تا برسيد * ( أَجَلًا مُسَمًّى ) * بمدتى نام برده شده كه وقت موتست يا قيامت * ( وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ) * و تا شايد كه شما تعقل كنيد در آفرينش خود و در انتقال خود از درجه اى بدرجه اى و به اين حجج و غير او عارف شويد به خالق خود و راه بريد بربوبيت او .
68 - * ( هُوَ الَّذِي ) * او آن كسيست كه بمحض قدرت * ( يُحْيِي ) * زنده ميگرداند شما را * ( وَيُمِيتُ ) * و ميميراند * ( فَإِذا قَضى أَمْراً ) * پس چون حكم كند بامرى يعنى هر گاه اراده نمايد كه كارى پديد آورد از احيا و اماتهء و ساير مقدورات * ( فَإِنَّما يَقُولُ ) * پس جز اين نيست كه گويد * ( لَه ) * مر آن امر را كه * ( كُنْ ) * بباش * ( فَيَكُونُ ) * پس بباشد بلا تأخير يعنى تكوين آن مينمايد بدون احتياج بآلتى و عدّتى و مدتى و كلفتى چه مقتضى قدرت ذاتيه بر هيچ چيز موقوف نيست
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 162
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٦٢