59 - * ( أَوْ تَقُولَ ) * يا آنكه گويد * ( حِينَ تَرَى الْعَذابَ ) * هنگامى كه معاينه ببيند عذاب را * ( لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً ) * كه اگر آنكه بودى مرا بازگشتى به دنيا * ( فَأَكُونَ ) * پس بعد از باز گشتن مىبودم آنجا * ( مِنَ الْمُحْسِنِينَ ) * از نيكوكاران و اطاعت كنندگان ، و گفتهاند كه چون عاصى در دنيا نظر در ادلهء عقليه نكرده باشد و از دلايل قرآنيه اعراض نموده مشغول به اباطيل دنيويه شده باشد در آخرت توهم كند كه خدا او را راه طاعت و ايمان ننموده و به ظن فاسد خود بكلمهء لَوْ أَنَّ اللَّه هَدانِي قايل شود و لهذا حق سبحانه رد قول او كرده ميگويد كه :
60 - * ( بَلى قَدْ جاءَتْكَ آياتِي ) * ترا راه حق نمودندى چه بتحقيق و يقين كه آمد به تو آيت هاى كتاب من يعنى حجج و ادله قرآنى * ( فَكَذَّبْتَ بِها ) * پس تكذيب كردى به آن و آن را به دروغ نسبت دادى * ( وَاسْتَكْبَرْتَ ) * و تكبر و سركشى نمودى از قبول آن و به جهت انوقت و تبختر التفات به آن نكرده كفر را بر ايمان و ضلالت را بر هدايت اختيار كردى * ( وَكُنْتَ ) * و بودى به آن * ( مِنَ الْكافِرِينَ ) * از ناگرويدگان ، تذكير خطاب با وجود انوثت نفس به اعتبار معنى آنست كه انسان است و عدم مقارنت جواب كه * ( بَلى قَدْ جاءَتْكَ ) * باشد بما يجاب عنه كه آن لَوْ أَنَّ اللَّه هَدانِي است ، و فصل بينهما به آيه أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذابَ به جهت آنست كه تقديم آن بر قرينهء ثالثه كه آن لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً است موجب تفريق قرائنيست كه مستلزم اخلال نظم قرآنست و تأخير قرينه ثانيه كه لَوْ أَنَّ اللَّه هَدانِي است بر ثالثه كه لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً است باعث نقض ترتيب است كه آن تقديم تحسر است بر تفريط در طاعت پس اظهار تعلل بفقد هدايت و بعد از آن تمنى رجعت پس صواب آنست كه بر ترتيب مذكور باشد كه آن حكايت اقوال نفس است كه بر ترتيب و نظم آن ثم بعد از آن جواب دادن از قرينه ثانيه كه مقتضى جواب است و چون كه لَوْ أَنَّ اللَّه هَدانِي در معنى ما هدانى است پس * ( بَلى ) * جواب غير منفى نباشد ،
بعد از آن تهديد مكذبان مينمايد و ميگويد كه :
61 - * ( وَيَوْمَ الْقِيامَةِ ) * و روز رستخيز * ( تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا ) * بينى آنان را كه دروغ بستند * ( عَلَى اللَّه ) * بر خداى به اين وجه كه او را متصف ساختند باتخاذ ولد و شريك و گفتند كه هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّه - وَاللَّه أَمَرَنا بِها - لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ و غير آن * ( وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ ) * در حالتى كه روىهاى ايشان سياه باشد پيش از آنكه ايشان را بدوزخ برند تا اهل عرصات بدانند كه اهل دوزخند كقوله تعالى يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ * ( أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ ) * آيا نيست در دوزخ * ( مَثْوىً لِلْمُتَكَبِّرِينَ ) * جاى آرامگاه مر گردنكشان را كه به جهت تكبر و تجبر اطاعت خدا و رسول نكردند و افتراء نمودند بر ايشان و استفهام در اين مقام بر سبيل تقرير است ، و ببايد دانست كه مجسمه و جماعتى كه تجويز رؤيت او سبحانه ميكنند و طايفه اى كه افعال قبيحه را به او
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 113
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١١٣