تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
كه سود رساند ما را چه امارات يمن و بركت بر او لايحست كه آن لمعان نور است ميان هر دو چشم او و شير خوردن او از انگشت خود و به شدن برص دختر به آب دهن او * ( أَوْ نَتَّخِذَه ) * يا فرا گيريم او را * ( وَلَداً ) * فرزندى چه اهلية آن دارد كه فرزند ملوك باشد فرعون بعد از استماع اينقول وى را بآسيه بخشيد و آسيه بتربيت او مشغول گشت * ( وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ ) * حالست از آل فرعون از مقول قول آسيه يعنى و حال آنكه آل فرعون كه التقاط موسى كردند نمىدانستند كه ايشان بر خطااند در التقاط او يا در طمع نفع از او در تبنى او يعنى شعور نداشتند كه هلاك ايشان بر دست او خواهد بود و يا حال باشد از يكى از دو ضمير مرفوع نتخذه گاهى كه ضمير مرفوع منفصل راجع بمردمان باشد يعنى آسيه گفت او را بفرزندى فرا گيريم و حال آنكه مردمان نمىدانند كه او از غير ما است و در حديث آمده كه چون آسيه گفت كه * ( قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَلَكَ ) * فرعون گفت ( لك لالى و لو قال لى كما هو لك لهداه اللَّه كما هداها ) يعنى او را به تو بخشيدم و اما قرة العين تو باشد نه قرة العين من و اگر ميگفت كه قرة العين من باشد هم چنان كه از تست حقتعالى او را بايمان هدايت مىكرد هم چنان كه آسيه را هدايت كرد مرويست كه آسيه بتربيت او مشرف شد او را گفتند وى را چه نام نهى گفت موسى مو بلغة ايشان آب بود و سا درخت و چون او را در ميان آب و درخت يافته بودند او را به اين اسم مسمى گردانيدند * ( وَأَصْبَحَ ) * و گشت * ( فُؤادُ أُمِّ مُوسى ) * دل مادر موسى * ( فارِغاً ) * خالى از صبر و عقل يعنى چون شنيد كه آن صندوق بدست فرعون افتاده بيصبر و قرار گشت و يا دل او فارغ گشت از اندوه خوف بر موسى به جهت استماع اينكه فرعون موسى را بفرزندى برداشته و گويند چون مادر موسى موسى را در دريا افكند شيطان وى را گفت اين چه كارى بود تو گردى كه اگر فرعون فرزند ترا مىكشت هر آينه بر صبر آن مزد و ثواب مىداشتى اكنون كه او را در دريا انداختى و هلاك كردى مستحق عقوبت شدى حقتعالى با وى لطف كرده اين اندوه كه بسبب وسواس شيطان بود از دل او برداشت و حسن گفته كه مراد فراغت وى بود از الهام و وحى يعنى آن را فراموش كرد كه او را ملهم ساختند كه انا رادوه اليك پس بيتاب شد * ( إِنْ كادَتْ ) * بدرستى كه نزديك شد كه از فرط اضطراب و ضجرت و يا از غايت شادى به تبنى او على اختلاف القولين * ( لَتُبْدِي بِه ) * هر آينه آشكارا كند امر موسى را و قصهء او را به آنكه گويد كه اين فرزند من است مقاتل گفته كه چون مادر تابوت را ديد كه بر روى آب به بالا ميرود و به زير مىآيد صبرش نماند و
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 53 | الملا فتح الله الكاشاني