تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
آن مبالغه ميكردند و در اخفاى آن سعى بليغ مينمودند اما هميشه ترسان و هراسان بودند چه فرعونيان بيشتر از پيشتر تفحص و تجسس ميكردند و در اين وقب الهام الهى بمادر موسى رسيد كه موسى را در دريا انداز كمال قال اللَّه تعالى * ( وَأَوْحَيْنا ) * و وحى كرديم يعنى الهام داديم يا در واقعه به او نموديم و علم الهدى ره فرموده كه شايد رسولى فرستاده باشد از ملائكه و غير آن * ( إِلى أُمِّ مُوسى ) * بسوى مادر موسى كه از اولاد لاوى ابن يعقوب بود نام او نوخابذنبون در اول اسم در تيسير يوخابذ گفته بياء مثناة در تحت حرف اول و بر هر تقدير ميفرمايد كه الهام داديم او را * ( أَنْ أَرْضِعِيه ) * آنكه شيرده و بپرور او را در خفيه * ( فَإِذا خِفْتِ عَلَيْه ) * پس چون ترسى بر او و دريابى كه مردم دانسته‌اند و قصد او خواهند كرد * ( فَأَلْقِيه ) * پس بيفكن او را * ( فِي الْيَمِّ ) * در دريا مراد آب نيل است يعنى بعد از آنكه او را در صندوقى نهاده باشى و منافذ او را مسدود ساخته تا آب در آن نرود بيفكن او را در رود نيل * ( وَلا تَخافِي ) * و مترس كه او ضايع و هلاك نخواهد گشت * ( وَلا تَحْزَنِي ) * و اندوهناك مباش در فراق او * ( إِنَّا ) * بدرستى كه ما * ( رَادُّوه ) * باز گردانندهء اوئيم * ( إِلَيْكِ ) * بسوى تو در اندك زمانى بر وجهى كه دلخواه و حسب المدعاى تو باشد * ( وَجاعِلُوه ) * و گرداننده‌ايم او را * ( مِنَ الْمُرْسَلِينَ ) * از فرستادگان يعنى او را رتبهء نبوت و منصب رسالت ارزانى خواهيم داشت در كشاف گفته كه مراد بخوف اول كه آن فاذا خفت عليه است خوف مادر موسى بود بر قتل او زيرا كه موسى گريه و فرياد ميكرد ترسيد كه چون همسايه ها آواز او را بشنوند اين خبر را به گوش فرعون رسانند و مراد بخوف ثانى كه آن لا تخافى است خوف وى بود بر غرق شدن موسى يا ضايع شدن بعضى از اعضاى او و يا وقوع او در دست موكلان كه فرعون ايشان را در طلب ولد آن گماشته بود و غير آن از مخاوف و فرق ميان خوف و حزن آنست كه خوف غميست كه لاحق مىشود به جهت امر متوقع و حزن غميست كه لا حق آدمى مىشود به جهت امر واقع كه آن فراق موسى بود پس حقتعالى مادر موسى را از اين هر دو نهى فرموده و بالهام او را از آن ايمن گردانيده و وعده داد او را به چيزى كه موجب تسلى وى شده و سبب اطمينان قلب او گشت و دل او را از غبطه و سرور پر ساخت و آن وعدهء رد او بود بوى و او را منصب رسالت دادن و در اين آيه دو امرند و دو نهى و دو خبر و دو بشارت و در خبر است كه بدويه بيتى چند خواند او را گفتند ما افصحك چه فصيحى تو در جواب گفت كه الفصاحة للَّه فصاحت مخصوص به خدا است پس اين آيه تلاوت كرد و آنچه در او است مذكور ساخت القصه چون مادر موسى دريافت كه فرعونيان در تجسس و