كه به جهت تقصير خود داخل جهنم شده باشند و در آنجا به قدر تقصير خود مكث نموده بعد از آنكه ايزد سبحانه و تعالى بكرم بينهايت خود ايشان را از دركات جهنم خلاص و نجات داده و برحمت شامله در بهشت عدن جاى داده در هنگام كه در بهشت درآيند و در آنجا قرار گيرند از غايت شعف و خوش حالى تمام * ( الْحَمْدُ لِلَّه ) * سپاس و ستايش مر آفريدگارى را سزاست * ( الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا ) * آن پروردگارى كه بشفقت و لطف و قدرت كامله ببرد اما * ( الْحَزَنَ ) * اندوه دوزخ را كقوله إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ فَمَنَّ اللَّه عَلَيْنا وَوَقانا عَذابَ السَّمُومِ يا خوف و ترسى كه از رد طاعات داشتيم بقبول آن مندفع گردانيد و گفته اند
كه مراد هموم دنياست چون بيم موت يا وسوسهء ابليس يا ضرر جوع و عطش يا خوف سلطان يا دغدغهء تحاسد و تباغض با جميع اخوان دنيا و عقبى يابيم از هولهاى عقبى يا مشقتهايى كه عارض مىشود در دنيا و عبد اللَّه بن عمر روايت كرده كه از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه گفت
ليس على قايل لا إله الا اللَّه وحشة فى قبورهم و لا فى محشرهم و لا فى مسيرهم و كانى انظر باهل لا إله الا اللَّه يخرجون من قبورهم و ينقضون التراب عن وجوههم و يقولون * ( الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ ) *
يعنى نيست بر گويندگان كلمة طيبهء لا إله الا اللَّه وحشت و خوفى در قبرهاى ايشان و نه در محل حشر و بعث ايشان و نه در وقت سير ايشان به زمين قيامت و گوييا من مينگرم باهل لا إله الا اللَّه كه از قبور خود بيرون مىآيند خاك را از روى خود مىافشانند و ميگويند شكر و سپاس مر خداى را كه ببرد از ما غم و اندوه و ما را از دغدغهء دوزخ نجات داد و از اندوه و غم وارستيم * ( إِنَّ رَبَّنا ) * بدرستى كه آفريدگار ما جل جلاله و عظم شانه * ( لَغَفُورٌ ) * هر آينه آمرزنده است گناه كاران و ناسپاسان را و از سر جرم عاصى در ميگذرد و رحيم است بر مخلوقات خود * ( شَكُورٌ ) * جزا دهنده فرمانبرداران و سپاس داران را در عدة الداعى آورده كه خداى شكور است به اينمعنى كه يسير را ميپذيرد و ثواب كثير بر آن عطا مينمايد و اعطاى نعمت جزيل مىكند و بشكر يسير راضى مىشود و چون شكر در لغت بمعنى اعتراف است به احسان و حق تعالى محسن است بعباد خود و منعم بر ايشان پس اطلاق شكور بر خدا بمعنى مجازى مطيع و شاكر است بر طاعت و شكر او به ثواب جزيل بر سبيل مجاز باشد مانند تسميهء مكافات بشكر * ( الَّذِي أَحَلَّنا ) * آن خدايى كه بلطف و احسان و بزرگوارى خود و به قوت و قدرت شاملهء خود فرود آورد ما را و ساكن گردانيد به انعام بىانتهاى خود كه عام است * ( دارَ الْمُقامَةِ ) * بسراى اقامة و دار الخلود راحت كه جنت است و هر كرا از او انتقال بموضعى ديگر نخواهد بود و اخراج ما از اين
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 415
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤١٥