* ( يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ ) * كافر شوند بشرك آوردن شما يعنى معترف شوند ببطلان شرك كه شما آوردهايد يا منكر پرستش شما شوند و گويند ما كنتم ايانا تعبدون به اين طريق كه حقتعالى ايشان را بنطق درآورده تا توبيخ عبدهء خود كنند و ايشان را گويند لم عبدتمونا و ما دعوناكم الى ذلك چرا ما را مىپرستيد و حال آنكه ما شما را به اين نخوانديم و اين دعوى نكرديم و يا گويند ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ و بلخى گفته كه ميتواند بود كه مراد به اين معبودان ملائكه و عيسى عليه السّلام باشند و ح معنى * ( لا يَسْمَعُوا دُعاءَكُمْ ) * آنست كه بجهة عدم اشتغال التفات بعبدهء خود و عدم تفحص و تجسس مر ايشان را و مشغولى ايشان به آنچه مأمور الهية است آواز ايشان را نشنوند و بر تقدير استماع استجابت قول ايشان نكنند بجهة بغض و غيظ ايشان به آنها و انكار عبادت ايشان * ( وَلا يُنَبِّئُكَ ) * و خبر ندهد از حقيقة كارها و صلاح و فساد و منافع و مضار آنها هيچ خبر دهنده * ( مِثْلُ خَبِيرٍ ) * مانند دانا بحقيقت امور كه حق سبحانه است چه او است كه داناست بحقيقت جميع اشياء بخلاف ساير مخبران مراد تحقيق آن چيزيست كه خبر به آن داده از حال الههء ايشان و نفى آنچه دعوى ميكنند و اسناد مىدهند به آنها از معبوديت ايشان صاحب لباب آورده كه اضافه مثل به خدا جايز نيست پس اين مثليست شايع و مستعمل در كلام عرب در اخبار مخبرى كه سخن او فى نفس الامر متعمد عليه و موثوق به باشد و حقيقت معنى آنست كه حقتعالى ميفرمايد آنچه من شما را به آن اخبار كردم از احوال اوثان و بطلان عبدهء ايشان حق است و صدق به جهت آنكه من خبيرم به آنچه اخبار به آن نمودم پس بيان غناى خود مىكند و فقر بندگان خود كه مستلزم حقيقت معبودية اوست و بطلان معبوديت غير او و ميفرمايد كه * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ ) * اى مردمان * ( أَنْتُمُ الْفُقَراءُ ) * شما محتاجانيد * ( إِلَى اللَّه ) * بخداى در خلق و رزق و غفران و رضا و جنت تعريف فقرا به جهت مبالغه است در فرط ايشان بر وجهى كه گوييا به جهت شدت افتقار و كثرت احتياج ايشان جنس فقر مخصوص ايشانست و افتقار ساير ممكنات نسبت به فقر ايشان غير معتد به است و لهذا قال جل ذكره و خلق الانسان ضعيفا و قال الذى خلقكم من ضعف چه فقر تابع ضعفست و هر چند ضعف اكثر است فقر بيشتر است و اگر فقر منكر ميبود يعنى چنين ميبود كه انتم بعض الفقراء و اين غير مطلوبست * ( وَاللَّه هُوَ الْغَنِيُّ ) * و خداى كه او بىنياز است و بغناى مطلق خود منعم بر جميع موجودات * ( الْحَمِيدُ ) * ستوده شده بر نعمت علم و فضل شامل كه تابع غناى مطلقست و صاحب كشاف گفته كه ذكر حميد بعد از غنا جهت دلالتست بر آنكه حقتعالى غنيست كه بغناى خود نفع رساننده است خلقان را بانعام نعمت
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 399
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٩٩